دریافت کد حدیث تصادفی

اندکى تأمل

یه فلجِ قطع نخاعى از خواب که بیدار میشه منتظره یه نفر بیدار بشه،
که سرش منت بذاره و ببرتش دستشویى و حمام و کاراى دیگه شو انجام بده.
میدونى آرزوش چیه ؟
فقط یک بار دیگه خودش بتونه راه بره و کاراشو انجام بده …

یه نابینا از خواب که بیدار میشه، روشنایى رو نمیبینه، خورشید رو نمیبینه، صبح رو نمیبینه.
میدونى آرزوش چیه ؟
فقط یک بار، فقط یک بار بتونه نزدیکان، عزیزانش، آسمون و زندگى رو با چشماش ببینه …
یه بیمارِ سرطانى دلش میخواد خوب بشه و بدونِ شیمى درمانى و مُسکن هاى قوى زندگى کنه و درد نکشه …
یه کر و لال آرزوشه بشنوه و بتونه با زبونش حرف بزنه …
یه بیمارِ تنفسى دلش میخواد امروز رو بتونه بدونِ کپسولِ اکسیژن نفس بکشه …

الان مشکلت چیه دوستِ من ؟!
دستتو بذار رو زانوت و با تمامِ وجودت از نعمت هایی که خدا بهت داده استفاده کن و به روزى فکر کن که شاید همین نعمت ها رو از دست بدى …
پس شکرگزارى کن و ازشون استفاده کن …

پاسخ دادن

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر ارسال کنید.