دریافت کد حدیث تصادفی

ایام مهادنه (سوم تا نهم محرم)

 ایام مهادنه (سوم تا نهم محرم)

ایام مهادنه، روزهای نه جنگ ، نه صلح در کربلاست. روزهایی که به‌تدریج نیروهای اعزامی

یک روز به کربلا اندوختن و شرایط برای جنگ آماده ترک می‌شود. این روزها از آمدن عمر سعد

به کربلا – روز سوم محرم – تا روز تاسوعا – آمدن شمر به کربلا – را در بر می‌گیرد.

حوادث روز سوم

 ۱٫ حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام: بر شهادت خویش و شباهت شهادت حضرت یحیی

علیه‌السلام اشاره کرد. (امام سجاد علیه‌السلام اشاره دارد که در هیچ منزلی فرود نیامدیم

مگر این که پدرم شهادت حضرت یحیی علیک سلام را به یادآور می‌شد .)

۲٫ ارسال نامه ی ابن‌زیاد به کربلا برای اباعبدالله الحسین علیه‌السلام : عبیدالله نوشته بود: باری ،

ای حسین، خبر ورودت  به سرزمین کربلا را دریافت کردم. امیر  المؤمنین یزید به من فرمان داده

است که سر بر بالین آرامش نگذارم و نان سیر نخورم مگر اینکه تو را بکشم یا به فرمان بیعت من

به یزید درآیی.

 پیک نامه‌رسان پاسخ‌نامه را خواست و امام فرمود : پاسخ ندارد، پاسخ این عذاب است. فرستاده

بازگشت و خبر را به عبیدالله زیاد رساند.

۳٫ فرستادن عمر سعد به کربلا : عبیدالله بن زیاد فرمان حکومت ری و گرگان تا حدود همدان را این

برای عمر سعد نوشته بود. عمر سعد برای رفتن آماده می‌شد که عبیدالله او را طلبید و گفت: پیش

از رفتن به  ری، باید به جنگ حسین علیه السلام بروی. عمر سعد خوش نداشت و پاسخ  را به بعد

موکول کرد. عبیدالله گفت: فرمان حکومت ری را برگردان. عمر سعد تسلیم شد و سفر کربلا را پذیرفت. 

وی امیدوار بود بدون جنگ به غائله پایان دهد و در نتیجه با همان نیروهایی که قرار بود به ری برود به

کربلا آمد.

 تعداد همراهان عمر سعد را ۴٬۰۰۰ نوشته‌اند که با ۱٬۰۰۰ تن همراه حضور – در روز سوم محرم – تعداد

لشگریان داشتند به ۵٬۰۰۰ رسید.

، حسن با پیش‌قراول این خالد بن ولید هفت اگر چمنداری حبیب بن توماس همراه فرزندش ۷۰۰ -فرزند

بزرگ خود-به کربلا آمده.

ورود عمر سعد به کربلا حدود بعدازظهر روز سوم محرم بوده است (با توجه به حرکت عمر سعد از کوفه

و فاصله کوفه تا کربلا)

 ۴٫ عمر سعد: نماینده خود قره بن قیس حنظلی را فرستاد تا از امام بپرسد برای چه به کربلا آمده است؟

وی به امام نامه نگاشت بود و به همین سبب از دیدار امام پروا داشته.

کثیر بن عبدالله شعبی که سوارکاری نبرد آزموده بود گفت: من می‌روم و اگر بتوانم حسین علیه‌السلام را

خواهم گشود و عمر سعد به او گفت نمی‌خواهم او را بکشی اما از او بپرس برای چه آمده است؟

کثیر به سمت اردوگاه اباعبدالله آمد.  ابو ثمامه صائدی به اباعبدالله  گفت: خدایت هماره در قرین صلاح دارد.

شرورترین، خونریزترین و جسور ترین فرد اهل زمین به سوی تو آمده است.

ابوثمامه گفت شمشیرت را کنار بگذار تا با امام سخن بگویی. کثیر گفت: من مأمورم، اگر می‌خواهید یا

می‌رسانم وگرنه باز می‌گردم.

ابو ثمامه گفت : دسته شمشیرت را می‌گیرم و سخن بگو. گفت: نه به خدا، اجازه نمی‌دهم.

گفت: پیامت را بگذار من به امام می‌رسانم و اما بدان اجازه نمی‌دهم نزدیک شوی. کثیر پرخاشگر و دشنام

گوی و تهیدست بازگشت.

 پس از وی عمر سعد، قره بن قیس حنظلی  را فرستاد وقتی قره نزدیک شد، اباعبدالله پرسید چه کسی او

را می‌شناسد؟ حبیب بن مظاهر گفت: از طایفه حنظله از قبیله تمیم است. او را می‌شناسم. خوش نیت و

درست اندیش است و گمان نمی‌کنم در این جا باشد.

 برد و پیش آمد و سلام کرد و پیام عمر سعد را باز گفته بود، امام فرمود بر این مکان نیازتان نام نگاشتند و

دعوت کردند. این اگر خوش ندارند بازمی‌گردند. این

خوب حبیب بن مظاهر به قره گفت: وای بر تو،دست ستمگران بازمی‌گردی؟ اینجا باش و یاریگر مردی باش

که خداوند، همه عزت و اعتبار ما را به شکرانه و سپاس وجودی وی به ما بخشیده است.

قره گفت : می‌روم و پیام می‌گذارم و بازمی‌گردند و اندیشه می‌کنم.

قره نزد عمر سعد بازگشت به پیام رساند. عمر سعد گفت: امیدوارم خداوند مرا از جنگ با او نگاه دارند.

نامه‌نگاری عمر سعد :عمر سعد پس از دریافت گزارش  قره ، به نام این عبیدالله زیاد نوشت. در این نامه

نوشته بود: «من همین که به کربلا رسید، رسولی را فرستادند تا با حسین مذاکره کند و از او بپرسد برای

چه آمده است؟ پاسخ او این بود که مردم کوفه نامه نگاشت و از من درخواست کمک کردند و من به

درخواست آنان پاسخ گفته ام. اگر اکنون تغییر نظر داده‌اند و موافق دیدگاه‌های قبلی خود (که در نامه ها

نوشتند) نیستند باز می‌گردم .

 ن گویند: در هنگام دریافت نامه عمر سعد من نزد عبیدالله بن زیاد بودم، همین که نامه را خواند این شعر

را زمزمه کرد:

 اکنون که پنجه‌های مادر گلوگاه اوست به رهایی می‌اندیشد اما دیگرگریز گاهی نیست. این نامه در روز

چهارم محرم – یک روز پس از ورود عمر سعد به کربلا – به دست عبیدالله زیاد رسید.

پاسخ عبیدالله زیاد: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. باری، نامه‌ات رسید و محتوای آن را دریافتم. همین که جواب

را دریافت کردی، از حسین و یارانش برای یزیدبن‌معاویه امیرالمؤمنین بیعت بگیر تا بیندیشیم چه کنیم .

(در برخی مقاتل آمده است : وگرنه سر او و اصحابش راجدا کن و بفرست. )

 عمر سعد با دریافت نامه عبیدالله زیاد گفت : می‌دانستم که عبیدالله سلامت و عافیت (صلح و سازش

و روش مسالمت‌آمیز) را نمی‌پذیرد .

احتمالاً پاسخ نامه عبیدالله در روز پنجم محرم به کربلا رسید. 

 

پاسخ دادن

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر ارسال کنید.