دریافت کد حدیث تصادفی

شبهه ای در حدیث «ان الله یغضب لغضب فاطمه…» از ابن تیمیه

شبهه ای در حدیث «ان الله یغضب لغضب فاطمه…» از ابن تیمیه

در این نوشتار یکی ازحقایقی را که مورد انکار بی دلیل ابن تیمیه قرار گرفته، بررسی کرده ایم و آن روایت مشهور نبوی(صلی الله علیه و آله و سلم) است که فرمودند: یا فاطمه ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاککه. صحت این روایت مورد انکار ابن تیمیه ناصبی قرار گرفته و ما در اینجا صحت روایت و شهرت آن را اثبات کرده و دروغ بودن ادعای ابن تیمیه را آشکار ساخته ایم.
برای این منظور، نخست علمایی که متقدم بر ابن تیمیه بودند و این حدیث را نقل کرده اند آورده ایم ، همچنین بعضی از بزرگانی که بعد ازابن تیمیه این حدیث را نقل کرده اند، معرفی کرده ایم و کسانی که تصریح به صحت روایت کرده اند جداگانه آورده ایم و راویان روایت را از حیث وثاقت مورد بررسی قرار دادیم.
همچنین احادیث دیگری که می توانند مؤید صحت این حدیث باشند جمع کرده و بحث کرده ایم و در آخر بحث کوتاهی در مورد دلالت این حدیث آورده ایم.

مقدمه :
یکی از کسانی که در طول چندین قرن، مورد توجه خاص وهابیت قرار گرفته و برای او ارزش فراوانی از نظر علمی قایلند، و نظرات خود را بر مبنای تفکر او بیان می کنند، تقی الدین احمد بن عبدالحلیم معروف به (ابن التیمیه) است او کسی است که افکار وهابیان از او سرچشمه می گیرد.
او در شهر حران درسال ۶۶۱ ه.ق متولد شد و در سال ۷۲۸ ه.ق در دمشق وفات یافت و در خانه ای پرورش یافته که اعضای آن بیش ازیک قرن پرچم دار مذهب حنبلی بوده اند.

تضعیف مغرضانه روایات و وقایع تاریخی توسط ابن تیمیه
ابن تیمیه روایاتی راکه مخالف عقاید وآرای خودش بود، بدون آنکه سندش را بررسی کند، نسبت جعل و وضع به آنها می دهد، همچنین هنگامی که با حقایق تاریخی که مخالف با عقیده و مذهب اوست برخورد میکند آن را بطور کلی منکر میشود بدون آنکه توجهی به مسلم بودن آن بکند.
مخصوصا اگر این روایت یا واقعه تاریخی مربوط به فضایل اهل بیت(علیهم السلام) باشد، و یکی از این روایاتی که بدون دلیل مورد انکار ابن تیمیه قرار گرفته روایت مشهور ان الله یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها است.

دشمنی ابن تیمیه با اهل بیت(علیهم السلام) :
کمتر کسی است که کتاب های ابن تیمیه رابخواند وپی به نصب وعداوت ودشمنی اونسبت به اهل بیت (علیهم السلام) نبرد با هر بهانه ای سعی می کند فضایل اهل بیت(علیهم السلام) را انکار کند و جنایات وظلم های دشمنان ایشان را توجیه کند، و بزرگان عامه نیز نصب و عداوت ابن تیمیه نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) و حتی کفر او را تصریح کرده اند که به بعضی اشاره می کنیم:
– ابن حجر عسقلانی در(الدررالکامنه،ج۱،ص۱۵۵) گفته: مردم درباره ابن تیمیه اختلاف دارند: برخی اورابه تجسیم نسبت می دهند و گروهی نیزاو را به کفر و عده ای به نفاق نسبت داده اند،به جهت نسبت ناروایی که به علی(علیه السلام)میدهد.
– علامه زاهد کوثری در رد ابن تیمیه گفته : از کلمات او آثار بغض و دشمنی باعلی(علیه السلام) ظاهر میگردد.[۱]

طرح شبهه :
ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه می گوید: حدیث أنّ النبیّ صلى الله علیه و سلم قال: یا فاطمه إنّ اللَّه یغضب لغضبک و یرضى لرضاک فهذا کذبٌ منه، ما رووا هذا عن النبیّ صلى الله علیه و سلم و لا یُعرف هذا فی شی ء من کتب الحدیث المعروفه، و لا الإسناد معروف عن النبیّ صلى الله علیه و سلم لا صحیح و لا حسن[۲]
حدیثى که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده باشد: “یا فاطمه انّ اللّه یغضب لغضبک و یرضى لرضاک “ دروغى از او (علّامه حلی) است. نه این روایت را از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند و نه در کتابهاى حدیث معروف، چنین حدیثى شناخته شده و نه سلسله سندى صحیح یا حسن دارد.

جواب شبهه :
امّا برخلاف دروغگویی های ابن تیمیه این حدیث، اسناد معروفى نزد حفّاظ و محدثین دارد، برخى اعتراف به صحت آن کرده و پاره اى حسن بودن آن را تأیید کرده اند و آن را به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رسانده اند.
علما و بزرگانی که این روایت را از نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند اکثرشان متقدم برابن تیمیه – قبل ازسال ۷۲۸- هستند و انکار این شخص یا نشان جهل او به کتب اهل سنت است و یا نشان کینه توزی و بغض او بر اهل بیت(علیهم السلام) است که می خواهد عمدا فضایل ایشان را انکار نماید، و بعضی از ناقلین حدیث از علمای متاخر بر ابن تیمیه هستند که روایت را نقل کرده و آن را صحیح دانسته اند و ما هر دو گروه را جداگانه معرفی می کنیم تا حقانیت و صحت روایت و همچنین خبث باطنی و دروغگویی ابن تیمیه مشخص گردد.
بعضی از علمای متقدم برابن التیمیه که حدیث رابا لفط ( ان الله یغضب لغضبک) روایت کرده اند:
۱- ابن المثنى البصری، أبو موسى: المتوفّى (۲۵۲). فی معجمه.(کما فی الغدیر)
۲- ابن أبی عاصم، أبو بکر: المتوفّى (۲۸۷). فی کتابه الاحادوالمثانی ج۵ ص۳۶۳ رقم الحدیث ۲۹۵۹
۳- أبو یعلى الموصلی: المتوفّى (۳۰۷). فی المعجم ج۱ص۲۳۳ رقم الحدیث ۱۴۱
۴- الطبرانی،أبو القاسم: المتوفّى (۳۶۰) فی المعجم الکبیرج۱ص۸۹ رقم۱۸۰ ج۱۶ص۲۵۵ رقم الحدیث ۱۸۴۳۴
۵- الدولابی، محمدبن احمد: المتوفّى(۳۲۰). فی الذریه الطاهره النبویه ص۱۶۸ رقم الحدیث ۲۲۶
۶- ابن عدی، عبدالله: المتوفّى(۳۶۵). فی الکامل ج۲ص۳۵۱
۷- الحاکم النیسابوری أبو عبد اللَّه: المتوفّى (۴۰۵). فی المستدرک على الصحیحین:ج۶ ص۲۵(۱۱/۳۸) رقم الحدیث ۴۷۳۰ و صحّحه.
۸- أبو سعید الخرکوشی: المتوفّى (۴۰۶). فی شرف المصطفی ج۵ص۳۵۰
۹- أبو نعیم الأصبهانی: المتوفّى (۴۳۰). فی فضائل الصحابه ج ۱ص۳۸۱ رقم الحدیث ۳۳۸
۱۰- أبو نعیم الأصبهانی: المتوفّى (۴۳۰). فی فضایل الخلفاج۱ص۲۵۱ رقم الحدیث ۱۴۱
۱۱- ابن عساکر، أبو القاسم: المتوفّى (۵۷۱). فی تاریخ مدینه دمشق ج۳ص۱۵۶ رقم الحدیث ۵۹۸
۱۲- الحافظ أبو العبّاس محبّ الدین الطبری: المتوفّى (۶۹۴). فی الذخائر (ص ۳۹).
۱۳- ابن اثیر الجرزی: المتوفّى(۶۳۰). فی اسدالغابه ج۵ ص۵۲۳
۱۴- رافعی(یافعی) القزوینی، عبدالکریم: المتوفّى(۶۲۳). فی التدوین فی اخبارالقزوین ج۱ص۱۶۸- باب الذال
۱۵- ۱۶- ابن الغطریف: المتوفّى(۳۷۷). فی الجزء، ج۱ ص۳۲ رقم۳۱
۱۶-ابن الجوزی ابوالفرج : المتوفّى(۵۹۷) . فی المدهش ج۱ص۳۸
۱۷-ابن النجارالبغدادی: المتوفّى(۶۴۳).فی ذیل تاریخ بغداد ج۲ص۱۴۰
۱۸- ابن کرامه،المحسن: المتوفّى(۴۹۴). فی تنبیه الغافلین عن فضایل الطالبین ص۴۰
۱۹- الحافظ أبو المظفّر سبط ابن الجوزی: المتوفّى (۶۵۴). فی تذکره الخواص ص۳۱۰
۲۰- قاضی نعمان مغربی: المتوفّى(۳۶۳) فی شرح الاخبار ج۳ص۲۹ (بلفظ :ان الله لیغضب لغضب فاطمه)
۲۱- خوارزمی، موفق بن احمد: المتوفّى(۵۶۸) فی مقتل الحسین ج۱ص۵۲
۲۲- گنجی الشافعی : المتوفّى(۶۵۸)فی کفایه الطالب ص۲۱۹
۲۳- ابن المغازلی،محمد بن محمد الواسطی: المتوفّى(۴۸۳) فی المناقب ص۳۵۱

اکثر علما بعداز ابن تیمیه نیز این حدیث را نقل کرده اند وبعضی برصحت آن اذعان کرده اند و ما برای مراعات اختصار فقط بعضی از آنها را اشاره می کنیم.

علما وحدیث شناسانی که برصحت این روایت تصریح کرده اند:
۱- الحاکم النیسابوری:
ابوالعباس محمدبن یعقوب ثناالحسن بن علی بن عفان العامری(واخبرنا) محمد بن علی بن دحیم بالکوفه ثنا احمد بن حاتم بن ابی غرزه قالا ثنا عبدالله محمدبن سالم ثناحسین بن زیدبن علی عن عمر بن علی عن جعفر بن محمد عن ابیه عن علی بن الحسین عن ابیه عن علی رضی الله عنه قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) لفاطمهان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک هذا حدیث صحیح الاسناد ولم یخرجاه.[۳]
طبق گفته حاکم نیشابوری این روایت بر اساس شروط بخاری و مسلم برصحت یک روایت، صحیح می باشد ولی آن دو در کتب خود نیاورده اند.
[واین مطلب جای تأمل است که چرا این روایت را با اینکه صحیح می دانند ولی در صحاح خود جای نداده اند و سر آن بر کسی که بغض نویسندگان این صحاح را نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) می داند،پوشیده نیست]

۲- الهیثمی متوفای (۸۰۷):
عن علی بن أبی طالب رضی اللّه عنه عن النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: یا فاطمه إن اللّه یغضب لغضبک و یرضى لرضاک،رواه الطبرانی واسناده حسن.[۴]

نقل اصل روایت، با سند آن ازمحدثین عامه :
اهل سنت غالبا این روایت را یک سند ذکر کرده اند که به که اکثر راویان آن هم معصومین (علیهم السلام) می باشند:
۱- الحافظ الطبرانیّ فی المعجم الکبیر قال:حدّثنا محمّد بن عبد اللّه الحضرمی، نا عبد اللّه بن محمّد بن سالم القزّاز، حدثنا أبو العباس محمّد بن یعقوب، ثنا الحسن بن علیّ بن عفّان العامری، (و أخبرنا) محمّد بن علیّ بن دحیم بالکوفه، ثنا أحمد بن حاتم بن أبی غرزه، (قالا) ثنا عبد اللّه محمّد بن سالم، ثنا حسین بن زید بن علیّ، عن عمر بن علی، عن جعفر بن محمّد، عن أبیه، عن علیّ بن الحسین، عن أبیه، عن علیّ رضی اللّه عنه قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم لفاطمه: إنّ اللّه یغضب لغضبک ویرضى لرضاک .[۵]
۲- ابن أبی عاصم درکتاب الآحادوالمثانی قال:حدثنا عبدالله بن سالم المفلوج- وکان من خیار الناس- ناحسین بن زیدبن علی عن عمر بن علی عن جعفربن محمد عن ابیه عن علی بن الحسین عن ابیه عن علی رضی الله عنه قال رسول الله صلی الله علیه واله وسلم لفاطمه ان الله یغضب لغضبک ویرضی لرضاک”[۶]
۳- ابن عساکر: أخبرنا أبو محمد هبه اللّه بن سهل بن عمر الفقیه، أنبأنا أبو عثمان سعید بن محمد العدل، أنبأنا أبو عمرو محمد بن أحمد الحیری.قالا: أنبأنا أبو یعلى الموصلی، أنبأنا عبد اللّه بن محمد بن سالم- زاد الحیری: المفلوج کوفی- نا حسین بن زید، عن علی بن عمر بن علی، عن جعفر بن محمد، عن أبیه، عن جده، عن الحسین بن علی، عن علی أن النبی صلى اللّه علیه و سلّم قال لفاطمه: یا فاطمه إن اللّه تبارک و تعالى لیغضب- و قال الحیری: یغضب- لغضبک و یرضى لرضاک [۷]

راویان حدیث :
تمامی راویان حدیث از نظر حدیث شناسان اهل سنت مورد وثوق می باشند ودر مورد هیچکدام جرحی را وارد نکرده اند، مخصوصا که سند روایت به چند امام معصوم ختم می شود ، فقط ذهبی به دفاع از استادش ابن تیمیه برآمده و این حدیث را با سند حاکم نیشابوری تضعیف کرده است و گفته:” حسین بن زید” منکر الحدیث است و درست نیست که به او احتجاج شود ولی این جرح ونقد اوغریب است چون دلیلی بر جرح خود نیاورده است، و در مقابل او دیگر علما او را توثیق کرده اند مانند:
– ابن عدی در (الکامل) گفته : عموم حدیث او از اهل بیت (علیهم السلام) است و امید است که در او باکی نباشد[۸]
– ابن حجر گفته: او صدوق است و چه بسا در برخی موارد به خطا رفته است.
– و نیز ضیاء مقدسی این حدیث را درکتاب (الاحادیث المختاره) نقل کرده است، با التزام به این که احادیثی که نقل میکند همگی موثق اند.[۹]
از طرفی ذهبی متهم به تشدد و سخت گیری در احادیثی است که در باب فضایل اهل بیت (علیهم السلام) وارد شده است و گاهی بدین جهت افراد جلیل القدری را تضعیف کرده است و ابن حجر گفته است : سزاوار است کسانی که از ناحیه ذهبی تضعیف میشوند را خوب بررسی کنیم.[۱۰]
پس راویان روایت نیز مورد وثوق اند و حتی با شروط بخاری و مسلم نیز روایت صحیح می باشند.

تایید صحت این حدیث توسط ابوبکر و عمر
بعد از جریان سقیفه و هجوم به خانه وحی، عمر به ابوبکر گفت: نزد فاطمه برویم گویا که از ما غضبناک است، هر دو به منزل فاطمه (سلام الله علیها) آمدند و حضرت با آن دو محاجه کردند و فرمودند: آیا از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدید که خدا با غضب من غضب میکند و با رضای من راضی می شود؟ گفتند بلی شنیدیم، فرمو خدا و ملائکه را شاهد می گیرم که شما مرا غضبناک کردید و من ازشما راضی نیستم و نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ازشما شکایت خواهم کرد.
این واقعه در کتب اهل سنت نیز نقل شده و نشان می دهد بزرگان منکرین بر صحت این روایت شهادت داده اند:
۱- درکتاب الامامه والسیاسه: قالت فاطمه علیها السلام لهما(ابی بکر و عمر):نشدتکما اللّه ألم تسمعا رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله یقول: رضی فاطمه من رضای و سخط فاطمه من سخطی؛ فمن أحب فاطمه ابنتی فقد أحبّنی و من أرضى فاطمه فقد أرضانی، و من أسخط فاطمه فقد أسخطنی؟ قالا: نعم سمعناه من رسول اللّه. قالت: فإنی أشهد اللّه و ملائکته أنکما أسخطتمانی و ما أرضیتمانی و لإن لقیت النبی لأشکونّکما إلیه.[۱۱]
وقتی که ابوبکر و عمر به عیادت فاطمه(سلام الله علیها) آمده بودن حضرت به آنها فرمود شمارا به خدا آیا از پیامبر نشنیدید که فرمود: خوشنودی فاطمه از خوشنودی من و غضب او از غضب من است هرکس او را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس اورا خوشنود کند مرا خوشنود کرده و هر کس فاطمه را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است؟ گفتند بله از رسول خدا شنیده ایم، فرمود: خدا و ملائکه را شاهد می گیرم که شما مرا غضبناک کردید و خوشنود نکردید واگر پیامبر را ملاقات کنم ازشما شکایت می کنم.
۲- و فاضل المعاصر أستاذ عباس محمود العقاددرکتاب المجموعه الکامله- العبقریات الإسلامیه (ج ۲ ص ۳۲۸ ط دار الکتاب اللبنانی بیروت) همان جریان رانقل کرده است:
و فی خلال الخلاف على هذه القضیه قال عمر لأبی بکر: انطلق بنا إلى فاطمه فانا قد أغضبناها. فانطلقا فاستأذنا علیها فلم تأذن لهما، فأتیا علیا فکلماه، فأدخلهما.
فلما قعدا … فقالت: أ رأیتکما ان حدثتکما حدیثا عن رسول اللّه تعرفانه و تفعلان به؟ قالا: نعم. فقالت: نشدتکما اللّه ألم تسمعا رسول اللّه یقول: رضاء فاطمه من رضائی و سخطها من سخطی؟ قالا: نعم سمعناه من رسول اللّه قالت: فانی أشهد اللّه و ملائکته إنکما أسخطتمانی و ما أرضیتمانی، و لئن لقیت النبی لأشکونکما الیه[۱۲]
پس انکار ابن تیمیه در مقابل تأیید رهبرانش(ابوبکر و عمر) هیچ ارزشی ندارد.

روایاتی که صحت این روایت را تأیید می کنند:
الف: روایت ” فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی “
از احادیثی که مضمون این روایت را اثبات میکند و دلیل بر صحت آن می باشد ، روایت متواتر فاطمه بضعه منى فمن أغضبها أغضبنى می باشد که درآن غضب حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، غضب رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) معرفی شده است ومعلوم است که خدا هم با غضب رسولش غضب میکند و با رضایش راضی میشود و به این مطلب (غضب کردن خدا با غضب رسولش) در احادیث اهل سنت نیز تصریح شده ازجمله در صحیح بخاری و مسلم این روایت درموردزنان پیامبروارد شده که أفتأمنین أن یغضب اللّه لغضب رسوله فتهلکین[۱۳]. (آیا در امانید که خدا با غضب پیامبرش غضب کند و شما هلاک شوید؟) و این نشان میدهد که خدا با غضب رسولش غضب میکند.
در اینجا به بعضی ازمنابع مهم عامه که این روایت رانقل کرده اند اشاره می کنیم:
۱- بخاری : المتوفّى (۲۵۳) فی صحیح البخارى باب مناقب المهاجرین: ج۴ ص۲۱۰و ج۴ ص۲۱۹ (دارالفکر للطباعه): حدثنا ابوولید حدثنا ابن عیینه عن عمروبن دینار عنابی ملیکه عن المسوربن مخرمه ان رسول الله صلی الله علیه واله قال:فاطمه بضعه منّی فمن أغضبها أغضبنی.[۱۴]
۲- عن نصر بن مزاحم، عن زیاد بن المنذر، عن زاذان، عن سلمان، قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله: یا سلمان من أحبّ فاطمه ابنتی فهو فی الجنّه معی…..حتی قال: فمن رضیت عنه ابنتی فاطمه رضیت عنه، و من رضیت عنه رضی اللّه عنه، و من غضب علیه ابنتی فاطمه غضبت علیه، و من غضب علیه غضبت اللّه علیه، یا سلمان ویل لمن یظلمها و یظلم بعلها علیّا، و ویل لمن یظلم ذرّیّتها و شیعتها.[۱۵]
۳- ابن عیینه عن عمرو عن محمدبن علی قال:قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):”انما فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی”[۱۶]

ب : روایت ” ان الله یغضب لغضب علی (علیه السلام) “
روایات دیگری در کتب روایی داریم که مضمون و مفهوم آنها، صحت روایت مورد بحث را تأیید میکنند از جمله آنها روایتی است که درآن غضب حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام را موجب غضب خداوند و رضایت آن حضرت را رضایت الهی میداند و دلیل این مطلب این است که هردو بزرگوار درمقامات معنوی یکسان ومساوی هستند، که به نمونه هایی از آن روایات اشاره میکنیم:
۱- روى حدیثا عن أبی موسى الحمیدی قال :کنت مع رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلم ومعه ابوبکر وعمر وعثمان ونفرمن الصحابه وعلی ،فالتفت الی ابی بکر فقال:یا ابابکر هذاالذی تراه وزیری فی السما ووزیری فی الارض یعنی علی بن ابی طالب- فان احببت ان تلقی الله وهوعنک راض فارض علیا فان رضاءه رضی الله وغضبه غضب الله. [۱۷]
۲- العلامه الزمخشرىّ، قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله لام هانی: لا تغضبی علیّا، فان اللّه یغضب لغضبه الحدیث[۱۸].
۳ – قال الخرکوشی النیشابوری فی شرف المصطفى ،ص۲۷۲(متن): زید بن على عن لبانه عن عبد اللّه قال بینا انا عند رسول اللّه و جمیع المهاجرین و الانصار الا من کان منهم فى سریه فاقبل على یمشى و هو مغضب فقال من اغضبه فقد اغضبنى.[۱۹]

ج : روایات شفاعت حضرت زهرا (سلام الله علیها) موید دیگر بر صحت این روایت
یک گروه دیگر از روایاتی که می توانند مؤید برای صحت مضمون حدیث (ان الله یغضب لغضب فاطمه) باشند احادیثی است که دلالت دارند بر شفاعت آن حضرت و قبولی شفاعت ایشان در محضر الهی و همچنین غضب آن حضرت بر قاتلین امام حسین(علیه السلام) و غضب خدا به غضب آن حضرت، که به عنوان نمونه به یکی از این روایات اشاره می کنیم:
– تحشر ابنتی فاطمه و معها ثیاب مصبوغه بدم، فتعلّق بقائمه من قوائم العرش و تقول: یا عدل یا جبّار! احکم بینی و بین قاتل ولدی! قال صلّى اللّه علیه و آله: فیحکم لابنتی و رب الکعبه.[۲۰]

دلیل انکار این روایت توسط ابن تیمیه :
بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، بزرگان عامه و غاصبین خلافت، رفتار مناسبی با تنها یادگار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نکردند ازجمله، اموال حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را مصادره کردند و درب خانه اش را آتش زدند چنانکه بزرگانشان نقل کرده اند مثلا:
– إن أبابکر تفقد قوما تخلفوا عن بیعته عند علی کرم الله وجهه، فبعث إلیهم عمر فجاء فناداهم و هم فی دار علی، فأبوا أن یخرجوا فدعا بالحطب
ابوبکر وقتی دید کسانی باعلی (علیه السلام)از بیعت او سرزده اند عمر را به سوی آنها فرستاد وعمر به خانه علی(علیه السلام) آمد ولی آنها از بیعت امتناع کردند عمرگفت :هیزم بیاورید… [۲۱]
– ابن عبدربه الاندلسی: المتوفّى(۳۲۸) :“فأما علی و العباس و الزبیر فقعدوا فی بیت فاطمه حتى بعث إلیهم أبو بکر عمر بن الخطاب لیخرجوا من بیت فاطمه ، و قال له: إن أبوا فقاتلهم فأقبل بقبس من نار على أن یضرم علیهم الدار[۲۲]
– بلاذری، احمدبن یحیی، فی الانساب الاشراف:“أن أبابکر أرسل إلى علىّ یرید البیعه، فلم یبایع. فجاء عمر، و معه فتیله فتلقته فاطمه على الباب، فقالت فاطمه: یا ابن الخطاب، أتراک محرّقا علىّ بابى؟ قال: نعم”[۲۳]
و فرزندش محسن بن علی (علیه السلام) را با ضربات خود سقط کردند:
– الصفدی،خلیل بن ابیک بن عبدالله: المتوفّى(۷۶۴) فی الوافی بالوفیات: ج ۵ ص ۳۴۷: ” أنه ذکر فی ترجمه النظام- أستاذ الجاحظ – أنه قال:: إن عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتى ألقت المحسن من بطنها”[۲۴]
و با ضربات خود باعث شهادت آن حضرت شدند:
جوینی شافعی در کتاب فرائد السمطین ازپیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند: و إنی لما رأیتها ذکرت ما یصنع بها بعدی؛ کأنی بها و قد دخل الذلّ بیتها و انتهکت حرمتها و غصبت حقها و منعت إرثها و کسرت جنبتها و أسقطت جنینها، و هی تنادی: یا محمداه، فلا تجاب و تستغیث فلا تغاث…… فتکون اوّل من یلحقنی من أهل بیتی فتقدم علیّ َ محزونه مکروبه مغمومه مغصوبه مقتوله. [۲۵]
عالم بزرگ سنى شافعی جوینی – استاد جمعى از علماى اهل سنت ، که یکى از شاگردانش – ذهبى – که به شاگردیش افتخار مى کند و مى گوید :سمعت من الإمام المحدّث الأوحد الأکمل فخرالإسلام صدرالدّین . . . و کان دیّناً صالحاً (تذکره الحفاظ ، ج ۴ ، ص ۱۵۰۵ ، رقم ۲۴ .)-. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل مى کند که فرمود : چون به دخترم فاطمه مى نگرم به یاد مى آورم آنچه را که بعد از من بر سر او خواهد آمد و حال آنکه در خانه اش ذلّت وارد گردیده ، از وى هتک حرمت شده ، حقش غضب ، و ارثش منع شده ، پهلویش شکسته و جنینش سقط گردیده و او فریاد برمى آورد یا محمداه.. ..
تا جایی که معتبر ترین کتابشان نقل کرده که حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) ازدنیا رفت در حالی که از ابوبکر و عمر غضبناک بود و وصیت کرد که حضرت علی(علیه السلام) شبانه غسل و کفن ودفن کند وکسی از آنها را اطلاع ندهد:
– صحیح البخاری ،ج۸، ص۳،کتاب الفرائض: “فهجرته(ابابکر) فاطمه(سلام الله علیها)فلم تکلمه حتی ماتت”[۲۶]
– صحیح البخاری ج۵، ص۸۳، (باب غزوه خیبر) :” فوجدت فاطمه على أبی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتى توفیت وعاشت بعد النبی صلى الله علیه و سلم سته أشهر فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا ولم یؤذن بها أبا بکر وصلى علیها ولم یکن یبایع علی تلک الاشهر”[۲۷]
و این جنایات سبب شد که آن حضرت با حالت غضب از آنها از دنیا رحلت فرمودند، از طرفی هم ار پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند که فرمود: ان الله یغضب لغضب فاطمه”
حال اگر علمای عامه این مسایل را کنار هم بگذارند،یا باید بگویند بزرگانشان مورد غضب الهی هستند و مصداق (مغضوب علیهم) می باشند یا این روایات صحیح را تکذیب کنند تا وجهه بزرگانشان را از این ننگ پاک نمایند.دراین میان علمای اهل سنت در مواجهه با این حقایق تاریخی و احادیث مشهوره چند گروه شده اند:
گروه اول، مقدمه اول را نفی کرده اند وجنایات و ظلم هایی راکه بزرگانشان مرتکب شده اند را انکار می کنند ولی این جنایات آنقدر درتاریخ ذکر شده اند که قابل انکار نیستند و در جای خود از طریق کتب عامه صحت این ظلم ها به اثبات رسیده است.
گروه دوم، اشخاصی مانند ابن تیمیه هستند که سعی کرده اند مقدمه دوم یعنی (غضب خدا با غضب حضرت فاطمه سلام الله علیها) را انکار کنند که دراین نوشته اثبات کردیم که طبق اعتراف علمای عامه این روایات صحیح السند ومشهور هستند، اگرچه بعضی از محدثین مغرض مانند بخاری ومسلم این روایت را درکتب خود نیاورده اند ولی با معیارهای آنها این روایت صحیح می باشد و خداوند حق راتوسط دیگر محدثین آشکار ساخته است.
گروه سوم که منصف بودند بعضی از ظلم های ایشان و غضب حضرت برایشان و روایت غضب خدا با غضب حضرت فاطمه (سلام الله علیها) رانقل کرده اند ولی خودشان را به غفلت زده و توجهی به نتیجه این دو مطلب نکرده اند

نتیجه :
پس معلوم می شود که غرض ابن تیمیه از انکار این روایت شبهه علمی و ضعف سند نیست بلکه غرض اظهار دشمنی با اهل بیت(علیهم السلام) و نصرت دشمنان آنهاست.
و علی رغم دروغ پردازی های ابن تیمیه این روایت صحیح السند است و نزد علمای اسلام شهرت دارد و کسانی که درمورد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مطلبی نوشته اند غالبا این روایت را هم جزء فضائل آن حضرت ذکر کرده اند.

بحثی در مورد دلالت و معنای روایت:

الف: گستره صدق روایت:
بعضی از علمای عامه در مقابل این حدیث ، این شبهه را مطرح کرده اند که منظور از این روایت این است که خدا با غضب حضرت فاطمه (سلام الله علیها) غضبناک می شود ولی در صورتی که غضب حضرت زهرا(سلام الله علیها) به حق باشد واگر غضب حضرت به حق نباشد خدا با غضب او غضب نخواهد کرد، و نتیجه گرفته اند که در جریان غصب فدک وحمله به خانه وحی که حضرت بر ابوبکر وعمر غضب کردند غضبشان به حق نبوده است و ابوبکر و عمر مورد غضب خدا نیستند.

در جواب گفته می شود که
اولا: روایت مطلق است وتخصیص زدن آن بدون دلیل جایز نیست
ثانیا: این روایت درمقام بیان فضیلت حضرت زهرا(سلام الله علیها) است و اگر این روایت را به غضب حق تخصیص بزنیم هیچ فضیلتی برای حضرت با این حدیث اثبات نمیشود و فرموده پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد آن حضرت، با آن تاکیدات لغو خواهد بودواین فضیلت در صورتی است که بطور مطلق غضب و رضای حضرت موجب غضب ورضای الهی باشد
این مطلب را آیه تطهیر نیز تایید می کند چون درآن آیه حضرت زهرا(سلام الله علیها) ازهر پلیدی مبرا وپاک معرفی شده است ومعلوم است که غضب نابحق نیز گناه وپلیدی است، پس باید بگوییم حضرت فاطمه(سلام الله علیها) همیشه بحق غضب و رضا می کند وهمیشه خدا با غضب او غضب کرده و با رضایش راضی میشود.

ب: آیا خداوند در غضب و رضا تابع بنده است؟
باید دقت داشته باشیم که منظور روایت این نیست که خدا در غضب و رضا تابع فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است ، بلکه منظور این است که حضرت چنان مرتبه بالایی از قرب الی الله دارند که لحظه ای بدون مشیت الهی چیزی را اراده نمیکنند وغضب ورضای حضرت ودیگر تصمیماتشان بدون ذره ای خطا دقیقا مطابق با اراده الهی می باشد و مقتضای عصمت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) نیز همین می باشد و روایات غضب خدا به غضب پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین(علیه السلام) نیز به همین معنا هستند
ولی درمورد دیگر مؤمنان این کلام بطور مطلق صادق نیست بلکه در جایی که غضب ورضای آنان مطابق با حق باشد غضب ورضای الهی را بهمراه دارد.

ج : مقام ولایت مطلقه برای حضرت فاطمه (علیهاالسلام)
مسلم است که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بضعه الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) است ومنظور ازاین بضعه بودن از لحاظ جسمی نیست چون آن را همگان میدانند بلکه منظور بضعه بودن از جهت مقامات و کمالات معنوی است، از طرفی در روایات حضرت زهرا کفو حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) معرفی شده است و این کفو بودن از هر لحاظ مخصوصا از جهت عصمت و مقامات و کمالات معنوی می باشد، و طبق آیه مباهله و احادیث خلقت نوری حضرت علی(علیه السلام) نفس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است و با آن حضرت اتحاد روحی دارند. [۲۸]، نتیجه این میشود که حضرت فاطمه نیز ازلحاظ مقام ولایت مساوی با آن بزرگواران هستند وهر سه صاحب مقام ولایت مطلقه کلیه الهیه می باشند اگر چه در این عالم وظایف و مسئولیت هایشان باهم فرق دارد.
حدیث شریف ( ان الله یغضب لغضب فاطمه) نیز به این مطلب والا دلالت دارد و مقامی بالاتر از مقام عصمت و مقام مخلصین را برای حضرت اثبات می کند و آن مقام بالاتر همان مقام ولایت مطلقه کلیه الهیه است که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) وامیرالمؤمنین (علیه السلام) صاحب آن هستند، و دلیل این مطلب این است که حضرت یونس (علیه السلام) با آنکه پیامبر الهی ومعصوم بود ولی خداوند متعال در موردی با غضب او غضب نکرد.
( وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمین)[۲۹]
ولی در مورد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) غضب و رضای الهی مطلق است و نشان میدهد که مقام حضرت از انبیای الهی غیر از پدر بزرگوارشان ، بالاتر می باشد. چون فاطمه بضعه الرسول الاعظم و کفو نفس الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد.

نتیجه :
انکار ابن تیمیه ازروی کینه و دشمنی است و این حدیث معروف و نزد حدیث شناسان صحیح می باشد.

+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+

[۱] – الحاوی فی سیره الطحاوی،ص۲۶
[۲] – منهاج السنه ج۲ص ۱۷۰
[۳]- المستدرک علی الصحیحین ج۳ ص۱۵۳،رقم۴۷۳۰
[۴] – مجمع الزواید:ج۹ ص۲۰۴
[۵] – المعجم الکبیرج۱ص۸۹ رقم۱۸۰
[۶] – الآحادوالمثانی ج۵ ص۳۶۳ رقم الحدیث ۲۹۵۹
[۷] – تاریخ مدینه دمشق ،ج ۳،ص: ۱۵۶
[۸] – عبدالله بن عدی، الکامل، ج۲ ص۳۵۱، دارالفکر بیروت، محرم۱۴۰۹
[۹] – ابن تیمیه موسس افکاروهابیت، علی اصغررضوانی ص۱۱۴
[۱۰] – لسان المیزان ج۴ ص۲۳۵
[۱۱] – ابن قتیبه دینوری الامامه والسیاسه ص۲۰، تحقیق:الزینی (اگرچه بعضی ازسنی هابرای فرار ازحقایقی که ابن قتیبه نقل کرده است اورا شیعه معرفی کرده اند ولی شواهدی هست که سنی بودن اورا تایید می کند، برای دیدن دلایل سنی بودن او مراجعه کنید به: کتاب دانشنامه شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)، علی لباف، انتشارات منبر، ص۱۶۳)
[۱۲] – عباس محمود العقاد، المجموعه الکامله- العبقریات الإسلامیه، ج ۲ ص ۳۲۸ ، دار الکتاب ، بیروت
[۱۳] – البخاری ج۳ ص۱۰۴
[۱۴] – صحیح البخارى باب مناقب المهاجرین: ج۴ ص ۲۱۰و ج۴ ص۲۱۹
[۱۵] – الجوینی، ابراهیم بن موید: المتوفّى(۷۳۰)فی فراید السمطین ج۲ ص ۶۷
[۱۶] – المصنف ج۷،ص۵۲۶
[۱۷] – ینابیع الموده ج۲ص۲۸۹، رقم ۸۲۴ (اگرچه روایت ینابیع الموده نزد عامه اعتباری ندارد ولی دوروایت دیگر برمدعای ما کافی است واین روایت میتواند بعنوان موید باشد)
[۱۸] – ربیع الأبرار، ص ۱۶۶
[۱۹] – شرف النبی(ترجمه شرف المصطفی) ،ص۲۷۲(متن) ترجمه:نجم الدین محود راوندى، انتشارات بابک تهران ۱۳۶۱ ش
[۲۰] – ابن مغازلى شافعى : مناقب ابن المغازلی الشافعی،ص ۱۰۵، ناشر: دار الأضواء ، بیروت ، سال چاپ: ۱۴۲۴ ،چاپ: سوم
[۲۱] – این روایت در کتاب السقیفه وفدک(ابوبکرجوهرى)به نقل ازاوابن ابى الحدیدج ۶ ص ۱۱ ودرکتاب روضه الصفا(میرخواند) ج ۲ص ۵۹۵ آمده است
[۲۲] – العقد الفرید ج ۵ ص ۱۲
[۲۳] – بلاذری،انساب الاشراف ج ۱ ص ۵۸۶
[۲۴] – الوافی بالوفیات: ج ۵ ص ۳۴۷
[۲۵] – جوینی شافعی ، فرائد السمطین ج ۲ ص ۳۴-۳۵
[۲۶] – صحیح البخاری ج۸ ص۳
[۲۷] – صحیح البخاری ج۵ ص۸۳
[۲۸] – مقاله اتحاد روحی پیامبر وعلی(علیه السلام) ، قادر سعادتی
[۲۹] – الأنبیاء : ۸۷

منبع : پژوهه تبلیغ

پاسخ دادن

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر ارسال کنید.