دریافت کد حدیث تصادفی

شرح دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان

شرح دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

” ألّلهُمَّ غَشِّنی فیهِ بِالرَّحمَهِ و ارزُقنی فیهِ التََّوفیقِ و العِصمَهَ

و طَهِّر قَلبی مِن غَیاهِبِ التُّهمَهِ یا رَحیماً بِعِبادِه المُؤمِنین “

” ای خدا در این روز مرا به رحمت خود در پوشان و هم توفیق حفظ شدن از گناه را روزی ام فرما

ودلم را از تاریکی های شک ها و اوهام باطل پاک دار ای خدای مهربان بر صاحبان ایمان “

شرح

در این دعا هم مانند دعا های روز گذشته سه درخواست ازحضرت حق جل اسمه داریم :

در فراز اول عرض می کنیم ” ألّلهُمَّ غَشِّنی فیهِ بِاالرَّحمَهِ  “

“غش” در لغت معانی گوناگون دارد .یک معنای غش هم مخفی کردن است اگر کسی عیب

جنس خود را بپوشاند اصطلاحا می گویند غش در معامله کرده است.

قال رسول الله(ص)

” من غَشََّ مُسلماً فی شِراءٍ أو بِیعٍ فَلَیسَ مِنّا و یُحشَرُ یَومَ القِیامَهِ مَعَ الیَهود

لِأَنََّهُم أَغَشُّ الخَلقِ لِلمُسلِمین “

رسول بزرگوار فرمودند : ” هر کس در خریدن و یا فروختن با مسلمانی غش (ناسرگی)کند

از ما نیست و روز قیامت با یهود (صهیونیست) محشور می شود زیرا انها ناسره ترین 

 (حقه باز ترین ) مردم نسبت به مسلمانان هستند . (امالی صدوق/ج۱/ص۳۴۹)

امام صادق (ع)  می فرمایند : ” لیسَ مِنّآ مَن غَشَّنا ” ” از ما نیست کسی که غش  در معامله کند “

پیامبر اکرم (ص) در بازار مدینه از کنار طعامی عبور کرد به صاحب آن فرمود:

” ما أَری طَعامَکَ إلّا طَیِّباً ” “می بینم خوراک خوب و مرغوبی داری ”

قابل توجه آن تولید کننده و فروشنده عزیزی که بسته بندی خوبی دارند اما کیفیت مناسب نیست .

حضرت از قیمت آن پرسید سپس خدای عزوجل به آن حضرت وحی فرمود :

” دستت را داخل ظرف فرو ببر ” پیامبر (ص) این کار را کرد و خوراکی نامرغوبی بیرون آورد .

سپس به صاحب آن فرمود : ” ما أَراکَ إلّا و قَد جَمَعتَ خِیانَهً و غِشّاَ لِلمُسلِمین “

” می بینم خیانت و ناسرگی در کار مسلمانان را در خود جمع کرده ای “(الکافی۵/ ۱۶۱/ ۷)

شبیه روایت فوق در کتاب سنن ابی داود یکی از کتب معتبر اهل تسنن (حدیث ۳۴۵۳)امده است،

از روایات فوق استفاده می شود که ” مسلمان نیست و از خاندان اهل بیت نیست و رابطه اش

را با پیغمبر و فرزندان پاکش قطع نموده کسی که با ناسرگی و غش در معامله سر مسلمانی

را کلاه بگذارد .”

آثار غش

غش در معامله برکت از مال را می برد .

قال رسورل الله: ” مَن غَشََّ اَخاهُ المُسلِم نَزَعَ اللهُ عَنهُ بَرَکَهَ رِزقِهِ و أَفسَدَ عَلَیهِ مَعیشَتَهُ و وَکَلَهُ اِلی نَفسِهِ”

پیامبر فرمود : ” هر کس به برادر مسلمان خود غش روا دارد .خداوند برکت را از او بگیرد.

زندگی اش تباه و نابود گرداند. و او را به خودش واگذارد. “

مردی دامداری  هر روز شیر دامها را می گرفت و به شاگردش می گفت : اب بریز در شیرها .

وهر چه شاگرد می گفت : ارباب کار کار درستی نیست و پیغمبر فرمود: ” لیس مِنّا من غش مسلما”

و آب در شیر ریختن همان غش در معامله است و کسی که غش در معامله کند مسلمان نیست

و فرمود : خدا برکت را از درامدش میگیرد و زندگی اش را نابود می گرداند و اموراتش را به خودش

واگذار میکند ارباب قهقه میزد و میگفت شیردرآب میریزم که چربی آن کم شود تا مردم مریض نشوند

 روزها گذشت تا این که یک روز شاگرد با اضطراب و دلهره آمد گفت : استاد ارباب هرچه آب ریختیم

در شیر مردم همه اش جمع شده و تبدیل به سیل شده و همه گوسفند ها و دامها را با خود برد.

این نتیجه کلاه گذاشتن و غش در معامله است .

از مطالب فوق این چنین استفاده می شود که غش به معنی مخفی کردن است گاهی مخفی کردن

و پوشاندن عیب در عرضه کالا است و گاهی مخفی کردن عیب دختر یا پسر در ازدواج است گاهی

مخفی کردن عیب در فروش ملک یا خانه است .

در نتیجه در فراز اول این دعا عرض میکنم : ” ألّلهُمَّ غَشِّنی فیهِ بِاالرَّحمَهِ “

خدایا در این روز به رحمت واسعه ات کارهای مرا بپوشان و نگذار حقیقت رفتاری و کرداری من بر ملا شود.

خواسته دوم ما در دعای امروز ” و ارزُقنی فیهِ التََّوفیقِ و العِصمَهَ “

خدایا به من توفیق حفظ شدن از گناه و نافرمانی و معصیت کردن را عنایت کن .

چون توفیق از جانب تو نباشد انسان به انحراف کشیده می شود . حضرت یوسف اگر به تو پناه نمی برد

دامنش به گناه آلوده می شد .

خدایا ما را یک لحظه به خودمان وامگذار.

قرآن در سوره زخرف آیات ۳۵ و ۳۶ می فرماید :

“و مَن یَعشُ أن ذِکرِ الرََّحمن نُقَیِض لَهُ شَیطناً فَهُوَ لَهُ قَرین ”

“هر که از یاد خدا روی گرداند شیطان را برانگیزیم تا یار و همنشین دائم او گردد”

“و إنََّهُم لَیَصُدُّونَهُم عَنِ السََّبیلِ و یَحسَبونَ أَنَّهُم مُهتَدون “

” و آن شیاطین انهایی که از خدا غافل شدند از راه خدا باز دارند و بظلالت وگمراهی افکنند و

پندارند که هدایت یا فته اند .”

بنابراین در فراز دوم دعا توفیق حفظ شدن از گناه و نافرمانی و پیروی از شیطانین را از خداوند

میخواهیم که کمکمان کند بطرف شیطان و وسوسه های او نرویم و توصیه میکنم به عزیزان ،

گذشته از مبارزه باتمایلات درونی و تمرین کردن در جهت مخا لفت با اوامر شیطان هر روز این

آیه را بخوانند: ” و قُل رَبِّ أعوذُبِکَ مِن هَمَزاتِ الشََّیا طین و أعوذُبِکَ رَبِّ اَن یَحضُرون “

“خدایا به من کمک کن تا نسبت به دینم عالم و آگاه شوم تا شک را دور کنم و شیاطین در من

اثر نگذارد (سوره مومنون/۹۷- ۹۸ )

شاعر میگوید :

عابد و زاهد و صوفی همه طفلان رهند                    مرد اگر هست به جز عالم ربانی نیست

و سومین درخواست ما در این دعا ازخداوند کریم و رحیم :” و طَهِّر قَلبی مِن غَیاهِبِ التُّهمَهِ “

پاک شدن قلبمان از شک و وسوسه شیطان . یکی از راههای نفوذ شیاطین به قلبها و

اندیشه ها ودر نتیجه سست شدن در پایداری دین و عقیده ایجاد شک و تردید است که

قرآن کریم درسوره بقره آیه ۲۸۴ و انعام آیه ۲ و الحج آیه ۱۱ و سبا آیه ۳و غافر آیه ۳۴ و الشوری آیه ۱۴

و الدخان آیه ۹ و الحجرات آیه ۱۵ و النجم آیه ۵۵ سخن گفته و خلاصه کسانی که نور هدایت در دلشان

راه ندارد کسانی هستند که شک را در اندیشه و قلبشان راه داده اند .

(امام باقر (ع) در باره آیه ” آمََّا الََّذینَ فی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزادَتهُم رِجساً اِلی رِجسِهِم ” می فرمایند :

” اما کسانی که در دلهایشان بیماری است پلیدی بر پلیدیشان بیفزود یعنی بر شکی بر شک

آنها بیفزود (الکافی ج۱/ ص۲۸۸/ ح۱)

امیرالمومنین (ع) میفرمایند : “علیک بِلزُومِ الیَقین و تَجَنُّبِ الشََّک ”

” بر تو باد به چسبیدن به یقین و دوری کردن از شک “

” فَلَیسَ لِلمَرءِ شَیءٌ اَهلَکَ لِدینِهِ مِن غَلَبَهِ الشََّکِّ عَلی یَقینِهَ ”

” زیرا برای دین انسان چیزی نابود کننده تر از چیره آمدن شک بر یقین او نیست .”

علی در سخن دیگر فرمود : ” شَرُّ القُلُوبِ الشاکُّ فی اِیمانِه “

” همان بدترین دلها دلی است که در ایمان خود شک کند.”

(فی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُم الله مَرَضاً “

“کسانیکه در قلبهایشان شک وجود دارد (بارفتارهایشان) شک در وجودشان بیشتر میشود .”

در بیانی دیگر مولا میفرماید: ” الشَّکُّ کُفرٌ ” “شک کفراست”

“شک” در لغت به معنای “خلاف یقین” است. جمع “شک” میشود “شکوک”. (منتهی الارب)

یکی از اهداف دشمنان اسلام ایجاد شک در ذهن آحاد جامعه مخصوصا نسل جوان است

به ما دستور داده اند که نزد عالمی بنشینید که شما را از شک به یقین دعوت کند یعنی

سخنی بگوید که پایه های یقین شما محکم شود .

یقین بر سه نوع است “۱-علم الیقین ۲-عین الیقین ۳-حق الیقین

عالی ترین مرحله یقین آن است که انسان قلبا مطلبی را باور کند. همان مطلبی که

حضرت ابراهیم (ع) عرض میکند : ” خدایا چگونه مردگان را (در قیامت) زنده می کنی؟

وقتی سئوال میشود : ” آیا به من ایمان نداری؟ “

می گوید : “بله ایمان دارم فقط برای اطمینان قلبی خودم سوال می کنم.”(بقره/۲۶۰)

امام علی (ع) خداوندگار سخن و قلم امام العارفین می گوید :

“لَو کُشِفَ الغِطاء ما إزددتُ یَقیناً”

” اگرهمه پرده های خلقت کنار برود بر یقین علی اضافه نمی شود .”(یعنی اطمینان قلبی،حق الیقین )

از امیرالمومنین (ع) سوال کردند شما نماز میخوانید با حالت تضرع و التجاء .آیا خدا را می بینید

که درقت نمازاین خشوع به شما دست میدهد ؟

مولا فرمود : “چیزی را که نبینم عبادت نمی کنم لیکن لابمشاهدت العیون با چشم هایم خدا

را نمی بینم (بل بمشاهدت القلب ) بلکه با چشم قلبی خدارا می بینم “

این را میگویند یقین در مقابل یقین شک .

چه عواملی شک را به وجود می آورد؟  اولین عامل جهل و نادانی است .

علی می فرماید :

” الشَکُّ ثَمَرَهُ الجَهل ” ” شک حاصل نادانی است ”  (میزان الحکمه / ۲۸۴۴)

امروز شبکه های ماهواره ای دشمن اسلام ، بعضی ازسایتهای مخالفین از همین جهل

و نادانی و بی اطلاع بودن برخی افراد نسبت به مبانی اسلام استفاده میکنند ،

شبه را درقلب شان وارد کرده و بی اطلاعی ما و عدم تحقیق و سوال از یک کارشناس مذهبی

باعث میشود شک و دودلی در وجود ما ایجاد شود و نتیجه آن گرفتار شدن به کفر است.

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند : 

” دچارشبهه نشوید که گرفتار شک میشوید و شک نکنید که به کفرگرفتار می آیید و به نفسهای

خود میدان ندهید که دراین صورت (دردین ) سهل انگار (و سست و بی توجه ) می شوید .”

بنا براین یکی ازمسئولیتهای اهل دانش و علم، پدران و مادران، اهل فضل و مطالعه این است

که شبهاتی که به وسیله معاندین و دشمنان اسلام برای فرزندانشان ایجاد میشود، را پاسخ گویند

و ذهن عزیزانشان را از این شبهه و شک پاک کنند و اگر برای خودشان امکان ندارد حتما با اهل

فضل و دانش در میان گذاشته و جواب مستدلی برای فرزندانش آماده نمایند .

گاهی ما مریض می شویم یا فرزندانمان، باچند نفر مشورت می کنیم. بعد به پزشک مراجعه

می کنیم. چطور در دین و مسائل روحی بدنبال متخصص نمی گردیم؟ هر کس هر چه گفت

قبول می کنیم و اجازه میدهیم مطالب غلط و کثیف را درظرف اندیشه و فکرما بریزند !!!!!!!

و نتیجه همین می شود که جوان از مسجد و دین و نماز کناره میگیرد و گاه همه چی را به

سخریه میگیرد لذا دراین دعا میگوییم :

” خدایا دلم را از تاریکهای شک و اوهام و باطل پاک گردان “

ودر اخر هم میگوییم : ” ای کسی که بر صاحبان ایمان مهربانی ” 

                                                                                                            سید علی غروی

                                                                                                                   “خلیق”

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دادن

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر ارسال کنید.