دریافت کد حدیث تصادفی

شرح دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان

شرح دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

“اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ  طاعَهَ الخاشِعین واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَهِ المُخْبتینَ بأمانِکَ یا أمانَ  الخائِفین.”

“خدایا در این روز طاعت بندگان فروتن را روزی من گردان و در این روز سینه مرا گشاده گردان

همانند افراد متواضعی که به سوی تو باز میگردند بحق امان بخشی خودت ای امان بیم داران”

شرح

در فراز اول این دعا به خداوند عرضه می داریم : ” اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ  طاعَهَ الخاشِعین ”                 

” خدایا در این روز طاعت بندگان فروتن را روزی من گردان “

واژه طاعه در لغت به معنای بندگی کردن، فرمان برداری کردن و عبادت کردن است.

واژه خاشعین جمع کلمه خاشع است که در لغت به معنای  آن کس که اظهار فروتنی کند

 ” وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَهِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ “

” از شکیبایى و نماز یارى جویید. و به راستى این (کار) گران است، مگر بر فروتنان ” (بقره/۴۶)

“خشوع” به ‏معناى “فروتنى” است. این واژه، با واژه‏هایى چون “خضوع”، “تذلّل” و “إخبات”،

تقریباً هم ‏معنا است؛ جز اینکه “خضوع” با بدن، و “خشوع” با حالات

(مانند لرزیدن صدا و افتادن نگاه و..)انجام مى‏گیرد. قرآن مى‏فرماید:

“خاشِعَهً اَبْصارُهُمْ… (دیدگانشان فرو افتاده است …)” و نیز مى‏فرماید:

” وَ خَشَعَتِ‏الْاَصْواتُ لِلرَّحْمن ِ … (و صداها دربرابر خداى مهربان به خشوع مى‏ گراید)”

دربرابر “خشوع” یا معادل فارسى آن ، “فروتنى”، آفت و بیمارى تکبّر قرار دارد؛

و واژه “تکبّر” نیز دربرابر واژه “خشوع” بکار مى‏رود.

البته معنای دیگری نیز دار؛  خشوع بمعنى دلشکستگى است و حالت انعطاف پذیرى دل

را نشان مى دهد در برابر «قساوت» که حالت سنگدلى و عدم تأثّر دل را گویند.

” اَلَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ امَنوُا اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لایَکُونُوا کَالَّذینَ اُوتُوا الْکِتابَ

مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ الاَْمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ “

” آیا هنگام آن نشده، براى کسانیکه ایمان دارند، که دلهاشان در برابر یاد خدا و آنچه که از حق

فرود آمده بشکند و متأثّر شود و نباشند چون کسانیکه قبلا کتاب به ایشان داده شد پس مدتها

بدین منوال گذشت پس دلهاشان سخت و سنگ شد و بسیارى از ایشان فاسق و نابکارند “(حدید/۱۶)

این آیه مؤمنین را ترغیب مى کند که خشوع و دلشکستگى را کسب کنند و سنگ دل و

غیر قالب انعطاف نباشند و در برابر کلمات خدا، آیات الهى، کتب آسمانى و حق و حقیقت،

متواضع و خاضع باشند و تحت تأثیر آنها همه زندگى و اعمال و رفتار خود را شکل صحیح دهند.

و مذمّت مى کند از کسانى که به عنوان قسىّ القلب از آنها یاد کرده است که کتاب آسمانى

تورات بر آنان فرود آمد؛ ولى، تأثیرى بر زندگى آنان نگذاشت و بجاى آنکه از غفلت بیرون شوند

و به حقّ گرایش یابند روز به روز دلشان سخت تر شد و به فسق و فجور مبادرت ورزیدند.

و از مؤمنین مى خواهد که سعى کنند تا دلهاشان در برابر حق و نام خدا خاشع باشد و

به سرنوشت بنى اسرائیل گرفتار نشوند.

برخوردى که آیه فوق با خشوع و قساوت قلب مى کند بیان گر این حقیقت است که تحصیل

خشوع تا حدّى اختیارى است؛ یعنى، انسان قادر است با تمهید مقدمات و دست زدن

بکارهائى خاص، این حالت خشوع را در دلش پدید آورد؛ چنانکه، نقطه مقابل آن، قساوت

نیز از طریق مقدّماتى اختیارى در دل ایجاد مى شود و بدین لحاظ است که قسىّ القلب

مورد مذمّت و نکوهش قرار مى گیرد.

بنابراین، در اصل فطرت انسان مایه اصلى خشوع مثل سایر احساسات و عواطف وجود دارد

و قابل اینست که تضعیف یا تقویت شود و بر ما است که هر گاه در این مایه فطرى ضعف حاصل

شد به تقویت آن بپردازیم.

قرآن «خشوع» را جزو صفات بارز و برجسته انسان شایسته به شمار مى آورد و در مقام

مدح از افراد یا گروهها بر این صفت بعنوان یک نقطه امتیاز دست مى گذارد چنانکه در مدح انبیاء

مى فرماید:

«اِنَّهُمْ کانُوا یُسارِعُونَ فىِ الْخَیْراتِ وَ یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ کانُوا لَنا خاشِعینَ

” آنان در انجام کارهاى خیر شتاب مى کردند و با بیم و امید ما را مى خواندند و در برابر ما خاشع بودند”

در این قسمت از دعا از خداوند میخواهیم که توفیق اطاعت با خشوع را نصیب مان کند.

توفیق فرمان برداری و عبادت کردنش همراه با دل شکستگی و فروتنی ظاهر و باطن به ما عطا کند.

در پایان این بخش به حدیثی از امام باقر علیه ا لسلام اشاره می نماییم که خطاب به جابر فرمودند :

” یا جابر اکتفی من انتحل التشیع ان یقول بحبنا اهل البیت؟

فوالله ما شیعتنا الا من اتقی الله واطاعه وما کانوا یعرفون،

یا جابر الا تواضع و التخشع و امانه و کثره ذکر الله و الصوم و الصلاه و البر بالوالدین و

التعاهد للجیران من الفقراءو اهل المسکنه و الغارمین و الایتام و صدق الحدیث و تلاوه

القرآن و کف الالسن عن الناس الا من خیر و کانوا امناء عشائرهم فی الاشیاء…”

“ای جابر !آیا کسی که ادعای تشیع و پیرو بودن می نماید،او را بس است که از محبت ما خانواده

(اهل بیت) دم می زند؟!به خدا قسم شیعه ما نیست ،جز آن که از خدا پروا کند و او را اطاعت نماید.

ای جابر !ایشان شناخته نشوند،جز با فروتنی و خشوع و امانت و بسیاری یاد خدا و روزه و نماز و

نیکی به پدر و مادر و مراعات همسایگان فقیر و مستمندان و قرضداران و یتیمان و راستی گفتار و

تلاوت قرآن و بازداشتن زبان از مردم غیر از نیکی آنها و آنها امانت دار اقوام خویش هستند.”

در فراز دوم دعا به خداوند عرض می کنیم :” واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَهِ المُخْبتینَ “

” و سینه مرا در این روز به متواضعان گشاده گردان “

شرح صدر مرکب از دو واژه شرح و صدر می‌باشد. 
صدر به معنای قفسه سینه و جمع آن صدور است. این واژه برای برجسته و مقدم‌ترین بخش

هر چیزی استعمال می‌شود، مانند صدر کلام ،صدر کتاب، صدر مجلس و از آنجا که قلب در 

سینه قرار دارد، برای قلب هم مجازاً استعمال می‌شود.

راغب اصفهانی می‌گوید: “قلب اشاره به عقل و علم دارد و صدر، افزون بر اینها شامل سایر 

قوای شهویه، غضبیه و… می‌شود.”

حالات و صفاتی همچون سکینه (فتح/۴) اطمینان(مائده/۱۱۴) خشوع(حدید/۱۶)  خلوص و

طهارت (احزاب/۵۳) جایگاهش در قلب است که با عبور از صافی صدر به قلب می‌رسند. 

شرح به معنای کشف و بیان و توسعه، باز کردن، گشودن، گستردن، فراخی بخشیدن، 

روشن و آشکار نمودن است. (مجمع البحرین/ج۲۴/ص۳۸۰)

 شرح مطلب یعنی باز کردن، توضیح دادن و روشن ساختن آن. اصل آن از شرح اللحم یعنی

تکه کردن گوشت می‌باشد

مشتقات شرح پنج مرتبه در قرآن آمده است.

“فَمَن یُرِدِ اللّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَم” (انعام/۱۲۵)

“وَلَکِن مَّن شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ”  (نحل/۱۰۶)

“قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی” (طه/۲۵)

” أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ ” (زمر/۲۲)

” أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ ” (انشراح/۱)
و در تمامی‌موارد همراه با واژه صدر است. با توجه به معنای لغوی شرح می‌توان گفت

سعه صدر هم مترادف با شرح صدر می‌باشد. 

شرح، نوع خاصی از توسعه و بسط موضوع است که در مقابل قبض و بسته بودن قرار دارد. به مفاهیم

تبیین، توضیح، تفسیر، کشف و… از آنجا که موضوع را بسط می‌دهند، شرح نیز گفته می‌شود. 

شرح صدر، انبساط در صدر و رفع انقباض و موانع است تا استعداد پذیرش نور ایمان فعلیّت یابد.

بنابراین انشراح همان تحقق اقتضا، استعداد و آمادگی است. 

در واقع شرح صدر در لغت به معنای باز کردن سینه و برطرف ساختن دل‌تنگی و کنایه از تحقق

استعداد رسیدن به کمال و توان‌مندی روحی و معنوی می‌باشد. 

آثار و لوازم شرح صدر

 بیرون آمدن از حالت تردید  
همین که انسان بتواند خود را از معرض جاذبه‌های مخالف و تأثیرات آن برهاند و در یک جهت مصمم شود،

سینه‌اش باز و سیرش آسان گردد. بنابراین مهم‌ترین اثر شرح صدر بیرون آمدن از حالت تردید

 و تصمیم بر کار و تحمل دشواری‌ها و اطمینان نفس است

 گشاده‌رویی 
قلب انسان منشأ تأثرات فکری و نفسانی است و در هنگام بسط و گشادگی در چهره نمایان می‌شود. 

عطوفت و لطف 
انسانی که بسط وجودی پیدا می‌کند، لطفی فراگیر دارد. هرچه حیطه توانایی روحی یک فرد

بیش‌تر شود، عطوفت و لطف او نیز افزون می‌گردد که شرح صدر این مشخصه را در خود دارد. 

 عیب‌ پوشی 
انسانی که شرح صدر دارد، رفتار مردم را حمل بر صحت می‌کند. 

قرآن کریم در مورد پیامبر صلی الله علیه وآله می‌فرماید:

” وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَّکُمْ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ

وَرَحْمَه لِّلَّذِینَ آمَنُواْ مِنکُمْ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ “

“از آنان گروهی پیامبر صلی الله علیه وآله را آزار می‌‏دهند و می‌‏گویند: او آدم خوش‏باوری است!

بگو: خوش باور بودن او به نفع شماست! (ولی بدانید) او به خدا ایمان دارد و (تنها) مؤمنانرا تصدیق

 می‌‏کند و رحمت است برای کسانی از شما که ایمان آورده‏اند! و آنها که رسول خدا را آزار می‏دهند،

عذاب دردناکی دارند!” (توبه/۶۱)

 آرامش و وقار 
انسانی که دلش نور حق و ایمان را بپذیرد، شرح صدر و آرامش می‌یابد و از اضطراب و بی‌ثباتی

آزاد می‌گردد. او بر آنچه از دست می‌دهد، اندوهگین نمی‌شود و به آنچه دارد دل نمی‌بندد،

پس چنین کسی در اداره امور دچار تزلزل نخواهد شد. 
سکینه و آرامش درونی موجب می‌شود آدمی در برابر سختی‌ها به‌ویژه در میدان نبرد از پا نیفتد،

همچنان ‌که در تاریخ می‌بینیم خداوند با اعطای سکینه و آرامش مسلمانان را در جنگ پیروز می‌گرداند. (توبه/۲۶)

بردباری و فروبردن خشم 
انسانی که نور علم و حکمت،جانش را فرا می‌گیرد و توفیق معرفت خداوند را می‌یابد،

رحمتش بر غضب پیشی دارد، خشمش را در اختیار می‌گیرد و همواره صبر پیشه می‌سازد؛

صبر کردن در برابر مصائب ، شکیبایی در انجام واجبات و ترک محرمات، بردباری در رویارویی با

مشکلات و آزار فرد مقابل که ناشی از جهل وی است و صفات دیگری از این دست،

همگی در پی شرح صدر می‌آید. 
تا اینجا دانستیم صفات حلم، صبر، آرامش، عطوفت و اطمینان نفس در شرح صدر ریشه دارد و قساوت قلب، کینه، نفاق و تردید در عمل منشعب از ضیق صدر می‌باشد. 

عوامل شرح صدر

بررسی آیات قرآن نشان می‌دهد که توجه به برخی امور در شرح صدر مؤثر است

و آن را در انسان تقویت می‌نماید: 

تدبر در قرآن 

صدر، نهان‌خانه قلب است که اسرار و صفات روحی و باطنی ـ فضائل و رذائل ـ در آن جای می‌گیرد.

صحت و استقامت قلب در فضائل است و بیماری آن در رذایل؛ بنابراین رذیله مرض قلبی است.

برای این مرض، داروئی لازم است: 

“یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکُم مَّوْعِظَه مِّن رَّبِّکُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدًی وَرَحْمَه لِّلْمُؤْمِنِینَ “

 ” ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده، و درمان آنچه در سینه ‏ها است،

و هدایت و رحمت برای مؤمنان ” (یونس/۵۷)
شفای آنچه در سینه است، کنایه از نابودی صفات روحی زشت و گناهان قلبی است

که موجب ضیق قلب شده است . (المیزان/ج۱۱/ص۸۰)

شفابخشی قرآن شرطی دارد که بدون آن قلب‌ها تسکین نمی‌یابد و آن تدبر و تفکر در آیات آن است؛

” أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَی قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا”

 ” آیا آنها در قرآن تدبر نمی‌کنند یا بر دل‌هایشان قفل نهاده شده است؟(محمد/۲۴)

 ذکر 

ذکر لفظی و معنوی از دیگر عوامل شرح صدر است. 

امیرالمؤنین می‌فرماید: ” الذکر یشرح الصدر” . ” ذکر جان را گشاده می‌گرداند. “

تنها با یاد خداوند دل‌‌‌ها آرام می‌گیرد:”…ألاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ” (رعد/۲۸)

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: “

“اوحی اللَّه عزّوجلّ الی موسی یا موسی لا تفرح بکثری المال، و لا تدع ذکری علی کل حال،

فان کثری المال تنسی الذنوب، و ان ترک ذکری یقسی القلوب‏”

“خداوند متعال به موسی علیه السلام وحی فرستاد که ای موسی؛از فزونی اموال خوش‌حال

مباش و یاد مرا در هیچ حال ترک مکن، چرا که فزونی مال غالباً موجب فراموش کردن گناهان است،

و ترک یاد من قلب را سخت می‏کند.” (بحار الانوار/ج۷۰/ص۱۴۲)

 تسبیح و عبادت 

ازدیگر اسباب شرح صدر و رفع دل‌تنگی، تسبیح و عبادت است. 

” وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ • فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَکُن مِّنَ السَّاجِدِینَ”

 “و ما می‌دانیم سینه‌ات از آنچه آنان می‌گویند تنگ می‌شود و تو را سخت ناراحت می‌کند.

برای رفع ناراحتی از آنان پروردگارت را تسبیح و حمد بگو و از سجده‌کنندگان باش”  (حجر/۹۷)

 دعا و درخواست از خداوند 

آخرین عاملی که در شرح صدر نقش مهمی ‌دارد، دعاکردن و درخواست از خداوند است.

این عامل را از آیه سوره حجر کهپیش‌تر آمد، می‌توان برداشت کرد. افزون بر آن، سیره انبیاء

در تقاضای این موهبت نیز مؤیّد دیگری مبنی بر این است که شرح صدر از سوی خداوند به 

بشر اعطا می‌شود و باید آن را از خداوند خواست درخواست.

رفتار حضرت موسی علیه السلام نمونه‌ای از این سیره انبیا است.

” قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی” .

” گفت پروردگارا سینه‌ام را آماده (برای پذیرش مسولیت رسالت و مشکلات آن) ساز ” (طه/۲۵)
واژه اِخبات (مصدر باب اِفعال) از ریشه خَبْت گرفته شده که در اصل، به‌معنای زمین هموار و فراخ

ریشه واژه اِخبات، با توجّه به‌ معنای لغوی، در این معانی به‌کار رفته است: تسلیم ، خضوع ، خشوع،

لینت، تواضع و نیز اطمینانکه به واسطه آن، هیچ گونه اضطراب، نگرانی و تردید و تزلزلدر شخص

راه نمی‌یابد

در نظری جامع می‌توان گفت: اِخبات به‌معنای نزول در محیطی گسترده و هموار است؛

به‌گونه‌ای که شخص در آن استقرار‌یافته، از اضطراب، انحراف اختلاف و تردد رها‌ شود و

لازمه چنین معنایی،حقیقت ایمان و تسلیم و اطمینان است(التحقیق/ ج‌۳/ص‌۹)

وجه ارتباط اطمینان و خضوع با معنای زمین هموار و فراخ، این است که راه رفتن در زمین

هموار و گسترده، توأم با اطمینان، و چنین زمینی، زیر پای راهروان، خاضع و تسلیم است. 

المخبتین: «و‌لِکُلِّ اُمَّه جَعَلنا مَنسَکـًا… فَاِلـهُکُم اِلـهٌ وحِدٌ فَلَهُ اَسلِموا و بَشِّرِ المُخبِتین”

“آیه یاد‌شده، دربردارنده بشارت به مخبتان است و در آیه بعدی به صفات آنان اشاره شده است”. (حج/۳۴)

انابه مصدر باب افعال از ریشه «ن-و-ب» است. 

براساس معنای لغوی اگر انابه از نوب باشد انابه به سوی خدا به معنای بازگشت به اوست

و اگر از ناب باشد، به معنای انقطاع کامل به سوی خدای سبحان است. 

 بازگشت از غفلت به ذکر و از وحشت به انس، ترک اصرار بر گناهان و ملازمت استغفار،

فرار از خلق به سوی حق، اشتغال به خدمت حق، اخلاص داشتن، بازگشت به حق با صفای

نیت و صدق عقیده ، اجابت راستین و….

انابه رجوع به خدا از همه چیز غیر از خدا و اقبال به او با سِرّ و قول و فعل است تا اینکه شخص

دائماً در فکر خدا و ذکر او و اطاعتش باشد، بنابراین، انابه غایت درجات توبه و برترین مراتب آن است،

زیرا توبه، بازگشت از گناه است؛ ولی انابه افزون بر آن بازگشت از مباحات نیز هست و آن از مقامات

والاست

امّا آنچه در دعاى امروز خواسته ایم، شرح صدرى است که در سایه «انابت» و «اخبات» فراهم مى آید.

همچنانکه ایمان و عمل صالح و طاعت و عبودیت، احساس فراخى سینه و اطمینان قلب مى آورد،

در مقابل، خطا و گناه، احساس تنگى سینه و فشار درونى و تنگناى هستى را در انسان ایجاد مى کند.

احساس شرم از گناه، جهان را در نظر انسان، تنگ و تاریک مى کند.

آنچه که این احساس دلتنگى و فشار روحى و ضربه هاى تازیانه وجدان را از بین مى برد و باز،

آن شرح صدر را باز مى گرداند، «توبه» و «انابت» و «اخبات» است. در دعا آمده است: «إنابَهُ المُخبِتین».

«انابت»، یعنى رجوع و بازگشت و توبه. «اخبات»، یعنى خشوع و خضوع و فروتنى و سکون قلب و آرامش خاطر.

آنکه با خضوع و اطمینان، به سوى خدا باز گردد و داراى شرح صدر مى گردد، آنکه با خشیت و خشوع،

روى به درگاه خدا مى کند، در اثر پذیرش توبه از سوى خدا، به آن احساس «شرح صدر» دست مى یابد.

مخبتین همان پرهیزکاران هستند که شب و روز خود را به و یاد خداوند به پایان می برند و ما نیز

در این روز از خداوند میخواهیم شرح صدری را که مردان پرهیزکار و فروتن دارند را به ما نیز عطا فرماید.

یا اَمانَ الخائِفینَ:

در آیات، در ادعیه، در نیایش ها، در دعاى جوشن کبیر، و… از خدا به عنوان «امان الخائفین» یاد شده است.

او که قلب هاى ترسان را ایمنى مى بخشد و اندوه غمگینان را مى زداید.

انیس دلهاى وحشت زدگان است و رهگشا در پایانِ بن بست هاست.

امید گنهکاران، خطاپوش خطاکاران، بخشنده معاصى و «غفارالذّنوب» است.

فرارگاه فراریان، پناهگاه بى کسان، ملجأ سرگشتگان، آرام بخش خسته دلان، یار بى پناهان،

راهنماى گمراهان و پشتیبان حق پرستان است.

ترس انسان از چیست؟

از عذاب خداوند و آتش دوزخ،

از بى یاورى و بى پناهى،

از مطرودیت از درگاه خدا،

از تیره روزى دنیا و بدبختى آخرت،

از گمراهى و حیرت،

ولى… خدا، «امان» است.

آن کس که واقعاً «خائف» باشد، هراسناک باشد و بترسد،

خداوند ایمنى بخش جانهاى ترسانِ بندگانى است که جز «او» کسى را ندارند.

                                                                                                        سید علی غروی

                                                                                                               “خلیق”

پاسخ دادن

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر ارسال کنید.