دریافت کد حدیث تصادفی

شهادت امام باقر (ع)

شهادت امام باقر (ع) 

 حضرت امام محمّد باقر(علیه السلام) بنا به نقل شیخ طوسی ، فضل بن حسن طبرسی و دیگران  اوّل ماه رجب،  

سال ۵۷ هجرى قمرى در مدینه متولّد گردید.البته نقل دیگری نیز در این میان است مبنی بر تولد ایشان در سوم

ماه صفر سال ۱۱۴ هجری قمری.

پدر بزرگوارش، حضرت على بن الحسین ، زین العابدین(ع)، و مادر مکرّمه اش ، فاطمه معروف به” امّ عبدالله”

دختر امام حسن مجتبى مىباشد.از این رو، آن حضرت از ناحیه پدر و مادر به بنى هاشم منسوب

است.

راویان و محدثان شیعه غالباً با کنیه ابوجعفر از امام باقر علیه‌السلام یاد کرده‌اند.

این امام همام در سن چهار سالگی در کربلا و ماجرای عاشورای حسینی حضور داشت، و

در سفر کوفه و شام، همراه پدر، همه ماجراها را می دید، و براساس فرهنگ عاشورا تربیت شد.

زندگی امام باقرعلیه‌السلام مصادف با دوران پر تلاطم زوال بنی امیه بوده است، اما به دلیل

شرایط خاص آن زمان ایشان از نظر سیاسی در انزوا بودند .ایشان  دریافته بود فرهنگ تشیع

در انزوا قرار دارد؛ از این رو لازم بود به یک انقلاب وسیع فرهنگی دست بزنند و با تشکیل

حوزه علمیه و تربیت شاگردان برجسته، همانند ابان ابن تغلب، زراره بن اعین، ابوبصیر،

ابوحمزه ثمالی، جابر بن حیان فقه آل محمد صلی‌الله‌علیه‌ وآله  و خط فکری تشیع را آشکار کند. 

‌بر همین اساس امام باقرعلیه‌السلام زمینه‌سازی بسیار عمیق و خوبی در این راستا نمود

و پس از ایشان، فرزند برومندش امام صادق (ع) با تشکیل حوزه علمیه با چهار هزار نفر شاگرد،

آن را به ثمر رسانید و یک دانشگاه عظیم اسلامی در تاریخ اسلام آشکار و ماندگار شد.

آوازه علوم و دانش او چنان اطراف و اکناف پیچیده بود که ملقّب به باقرالعلوم; یعنى شکافنده

دانش ها گردید.
یکى از علماى بزرگ سنّى به نام ابن حجر هیتمى درباره او مىنویسد:«محمّد باقر به اندازه اى

گنج هاى پنهان معارف و دانش ها را آشکار ساخته، حقایق احکام و حکمت ها و لطایف دانشها

را بیان نموده که جز بر عناصر بى بصیرت یا بد سیرت پوشیده نیست و از همین جاست که وى

را شکافنده دانش و جامع علوم و برافروزنده پرچم دانش خوانده اند .»

شیخ مفید در کتاب ارشاد مى‏نویسد: شریف ابو محمد حسن بن محمد از جدم، از محمد بن

قاسم شیبانى، از عبد الرحمن بن صالح ازدى، از ابو مالک جهنى، از عبد الله بن عطاء مکى،

روایت کرده است که گفت: هرگز دانشمندى را ندیدم که نسبت به دانشمندى دیگر آگاهیهایش

کمتر باشد مگر نسبت به ابو جعفر محمد بن على بن حسین.من حکم بن عتیبه را با آن

آوازه‏اى که در میان پیروانش داشت مى ‏دیدم که در مقابل آن حضرت چونان طفلى مى ‏نمود که

در برابر آموزگارش قرار گرفته است.

امام باقر ( ع ) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود . سیرت و صورتش ستوده بود .

پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید . در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود .

از آن حضرت می پرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش می پوشید ، تو چرا لباس فاخر بر تن

می کنی ؟ پاسخ می داد : مقتضای تقوای جدم و فرمانداری آن روز ، که محرومان و فقرا و

تهیدستان زیاد بودند ، چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار ، نمی توانم

تعظیم شعائر دین کنم .

امام پنجم ( ع ) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود .


امام باقر (علیه‌ السلام):
“تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِی وَجهِ أخِیهِ حَسَنَهٌ، وصَرفُ القَذَی عَنهُ حَسَنَهٌ، وما عُبِدَ اللهُ بِشَیءٍ

أحَبَّ إلی اللهِ مِن إدخالِ السُّرُورِ عَلَی المُؤمِنِ.”

“لبخند زدن انسان به روی برادرش حسنه است وزدودن غبار (اندوه) از او حسنه است،

و محبوب‌ترین عبادت نزد خداوند، شاد کردن دل مؤمن است.”
(وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۵۶۹)

 آن حضرت نفرت خود را همواره از فرمانروایان ناصالح آشکار می کرد و در بخشی از روایات با صراحت

جبّاران را همواره نکوهیده است، از جمله در روایتی آن حضرت از جدّ خویش پیامبر اکرم (ص) نقل کرده

است :

دو گروهند که شفاعت من شامل آنان نخواهد شد: سلطان بیدادگر و مستبد؛ و شخصی که در

دین غلو و تندروی دارد و از باورهای دینی برگشته است و اهل توبه و بازنگری نیست.

(بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۳۶)

امام باقرعلیه السلام شیعیان را از نزدیک شدن به سلاطین و حتی برقرار نمودن روابط اقتصادی

با آنان منع می فرمودند. ابوبصیر می گوید از امام باقر علیه السلام درباره اشتغال به کار در امور

حکومتی و استخدام در کارهایشان سۆال کردم. امام باقرعلیه السلام فرمود:

هرگز به خدمت آنان در نیایید حتی به اندازه یک مرتبه فرو بردن قلم در مرکّب ؛ زیراهیچ کس به

خدمت ایشان در نمی آید و از مزایای مادّی آنان بهره ای نمی گیرد، مگر این که به همان اندازه

به دین او لطمه می زنند. (فروع کافی، ج ۵، ص ۱۰۶)

آنچه در زندگی امام باقر علیه السلام و دیگر امامان می بینیم، این است که افزون بر ویژگی هایی

که در شخصیت آنان بوده که موجب می شده حکومت های جور متعرّض آنان شوند، بینش های

سیاسی آنان باعث احساس خطر حاکمان می شده است. شخصیّت اجتماعی تا زمانی که فاقد

بینش خاصّ سیاسی باشد، مورد تعرّض واقع نمی شود؛ مثلا خطبه ای که امام باقر(ع) در مکه ایراد

نمودند، زمانی که هشام بن عبدالملک هم برای حج آمده بود. (نور الابصار، ص ۲۹۰) از جمله سخنان

آن حضرت چنین بود:  

ما خلفای الهی هستیم. پس آن کسی که از ما پیروی کند، سعادتمند است و کسی که ما را دشمن

بدارد و با ما مخالفت کند، نگون بخت است.

هشام که صلاح ندید در چنان شرایطی متعزض امام باقر (ع) شود، آن حضرت و فرزند گرامی اش را

به دمشق احضار نمود. (اصول کافی، ج ۲، ص ۳۷۶)

سرانجام در هفتم ذیحجه سال ۱۱۴  هجری در سن ۵۷ سالگی در مدینه با توطئه هشام مسموم شد

و چشم از جهان فروبست . پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع – کنار پدر بزرگوارش – به خاک سپردند.

                                                                                                       

                                                                                                                                        “خلیق”

 

 

 

 

 

پاسخ دادن

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر ارسال کنید.