دریافت کد حدیث تصادفی

صحیفه عسکریّه(نگاهى به دعاهاى امام)

صحیفه عسکریّه(نگاهى به دعاهاى امام)

مضامین ادعیه
درنگى در آستان سه دعا

۱٫ صلوات بر پیامبر و جانشینانش (دعاى چهارم)
۲٫ دعاى قضاى حوائج ( دعاى ششم )
۳٫ دعاى قنوت (دعاى ۲۵)

آنچه از دعاهاى منقول از امامان شیعه به دست ما رسیده است، منبعى مطمئن و غنى براى شناخت تعالیم عرفانى و توحیدى امامان معصوم و ذخیره فرهنگى ارزشمندى براى بشریت است.
در کتب سیره و شرح حال امامان، دعاهایى از آن بزرگواران نقل شده است. برخى از عالمان و پژوهشگران نیز به گردآورى این ادعیه و تدوین «صحیفه»هاى ائمه علیهم‏السلام پرداخته ‏اند و این، جدا از «صحیفه سجادیه» است که ماجرایى ویژه و مستندى خاص دارد.
از سوى مؤسسه «الامام المهدى» ـ در قم، به سرپرستى استاد سیّد محمدباقر ابطحى اصفهانى ـ مجموعه‏ اى شش جلدى تحقیق، تدوین و نشر یافته که حاوى دعاهاى چهارده معصوم علیهم‏السلام است. جلد ششم این مجموعه، دعاهاى امام رضاتا امام مهدى علیهم‏السلام را در بردارد. بخش خاص به امام یازدهم، عنوان «الصحیفه العسکریّه، الجامعه الادعیه الحادى عشر من الائمّه، الامام الحسن بن على العسکرى» را بر پیشانى خود دارد که حاوى ۵۱ دعاى کوتاه و بلند از آن امام همام است.
در این نوشته، مرورى گذرا به این ادعیه نورانى داریم، تا از گلگشت در این بوستان عرفان و معنویت، مشام جان را معطر سازیم و از میراث معنوى اهل بیت علیهم‏السلام بیشتر بهره‏مند گردیم.
نگاهى اجمالى
در آغاز، مرورى بر دعاهاى منقول از امام حسن عسکرى علیه ‏السلام داریم، تا با دورنمایه، مناسبت‏ ها و جایگاه ‏هاى این دعاها آشنا شویم:

۱٫ دعاى امام در تسبیح خدا،
۲٫ دعاى او در ستایش خداوند،
۳٫ دعاى او در حمد خدا به خاطر دیدن فرزندش،
۴٫ صلوات او بر پیامبر و یکایک جانشینانش،
۵٫ دعاى او براى درخواست حاجت،
۶٫ دعا براى حاجت‏ طلبى از آستان پروردگار،
۷٫ دعا براى قضاى حوائج پس از نماز،
۸٫ دعا براى طلب روزى و طول عمر،
۹٫ دعا در احتجاب و پناهندگى به حرز الهى،
۱۰٫ دعا در احتجاب و پناه‌جویى به خدا،
۱۱٫ دعا براى حرز و ایمنى،
۱۲٫ دعا در پرهیز از وسوسه‏هاى شیاطین،
۱۳٫ دعاى مظلوم علیه ظالم،
۱۴٫ استعاذه از شرّ دشمنان،
۱۵٫ تعویذ براى درمان تب،
۱۶٫ تعویذ براى سر درد،
۱۷٫ دعا براى درمان تب نوبه،
۱۸٫ دعاى روز سوم شعبان،
۱۹٫ دعا در ماه رمضان،
۲۰٫ دعا در تعقیب نماز صبح،
۲۱٫ دعا هنگام صبح،
۲۲٫ دعاى صبح و عصر،
۲۳٫ دعا براى ورود به مسجد،
۲۴٫ دعاى دیگرى براى ورود به مسجد،
۲۵٫ دعاى قنوت،
۲۶٫ دعاى دیگرى براى قنوت،
۲۷٫ دعا پس از فراغت از نماز،
۲۸٫ دعا براى مشکلات در راه سفر،
۲۹٫ دعا هنگام غذا خوردن،
۳۰٫ دعا در ذکر حاملان عرش،
۳۱٫ دعاى توسّل حضرت موسى علیه ‏السلام به محمد و خاندانش علیهم‏السلام،
۳۲٫ دعاى دیگر حضرت موسى علیه ‏السلام،
۳۳ ـ ۳۷٫ دعاهاى دیگر توسل حضرت موسى علیه ‏السلام به پیامبر و عترت او علیهم‏السلام،
۳۸٫ دعاى او در مناجات امیرمؤمنان علیه ‏السلام،
۳۹ ـ ۴۹٫ دعاهاى او درباره اشخاص گوناگون همچون: اسحاق بن اسماعیل، اشجع، عیسى بن صبیح و محمد بن على بن ابراهیم، (و ده جمله کوتاه دعایى)،
۵۰٫ دعا براى ساعت یازدهم روز،
۵۱٫ دعا براى توسل به امام عسکرى علیه ‏السلام در ساعت یازده.
همچنان که اشاره شد، تعدادى از این دعاها کوتاه و یک سطرى است، بخشى نیز بلند و چند صفحه‏ اى و برخى هم متوسط.ناگفته نماند که بعضى از این دعاها، از ائمه علیهم‏السلام دیگر هم نقل شده است؛ لذا محقق گرامى کتاب، با اشاره به اینکه این دعا در دعاهاى امام على یا امام صادق علیهماالسلام و… گذشت، از آوردن دوباره آن پرهیز کرده و تنها جملات نخست دعا را آورده است.
مضامین ادعیه
همان گونه که از عنوان مناسبت بعضى دعاها برمى‏آید، مفاهیم آنها درباره حمد و ثناى پروردگار، صلوات و درود بر خاندان رسالت، پناه‌جویى به درگاه خداوند قادر متعال از شر دشمنان، کید حاسدان، آفات، امراض، دردها و مشکلات است. آنچه هم که در اوقات خاصى همچون: روز میلاد سیّدالشهدا علیه‏ السلام و ماه رمضان و هنگام غذاخوردن است، اهمیت این روزها و مناسبت‏ ها و عمل‏ها و شناخت نعمت‏هاى پروردگار و توفیق خواهى براى اداى شکر آنهاست.

در دعاهاى مربوط به اشخاص نیز، در نامه‏ ها و توقیعاتى که براى اصحاب خویش و نویسندگان عریضه پاسخ مى‏داده، دعاى خیرى به تناسب هر شخص، درباره آنان ذکر کرده که گویاى عنایت خاص حضرت به دوستداران اهل‌بیت علیهم‏السلام و مرتبطان با خط ولایت است.
از دعاهایى که اشاره شد، دعاهاى شماره ۴، ۶، ۷، ۱۸، ۲۱، ۲۵ و ۵۱، به دلیل مفصل ‏تر بودن و مضامین بیشتر، درخور توجه ویژه است.
درنگى در آستان سه دعا
براى ژرف‌نگرى در مفاهیم ادعیه حضرت عسکرى علیه‏ السلام درنگى متأمّلانه در آستان سه دعا داریم، تا با حقایقى از زبان آن حضرت آشنا شویم:

۱٫ صلوات بر پیامبر و جانشینانش (دعاى چهارم)
عبدالله بن محمد بن عابد مى‏گوید:
در سامرّا در خانه حضرت ابامحمد عسکرى علیه ‏السلام به دیدارش رفتم، سال ۲۵۵ هجرى بود. از اوخواستم صلوات بر پیامبر و اوصیاى آن حضرت را بر من دیکته کند تا بنویسم. کاغذ بسیار هم با خودم برده بودم. حضرت، بى‏آنکه از روى نوشته‏ اى املاء کند، بر من دیکته کرد و فرمود: بنویس…
این صلوات‏ها نخست با درود بر خاتم پیامبران شروع شده، سپس بر امیرمؤمنان، بر حضرت فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام، آنگاه بر یکایک امامان علیهم‏السلام و درباره هر کدام، صلواتى خاص با عبارات و اوصافى ویژه آمده است که اشاره به ابعاد شخصیت و فضایل و مناقب هر یک از آن زبدگان عالم آفرینش دارد.
در صلوات بر پیامبر، از آن حضرت با اوصافى همچون: حامل وحى، مبلغ رسالات الهى، معلم کتاب خدا، بر پادارنده نماز و زکات و دعوتگر به دین حق یاد مى‏کند و از آمرزش الهى در سایه توسل به آن حضرت سخن مى‏گوید، که مظهر رحمت الهى و جلوه بت‏شکنى و طاغوت ستیزى است و آیین او را برترین ادیان برمى‏شمارد.
در صلوات بر على بن ابى طالب علیه‏ السلام،او را به عنوان برادر، جانشین و امانت دار علم و راز رسول خدا، زبان گویاى حکمت نبوى، غم‌زدا از چهره پیامبر و درهم کوبنده کافران و فاجران معرفى مى‏کند و بر دوستان و موالیان او دعا و بر دشمنان و معاندانش نفرین مى‏فرستد.
در صلوات بر حضرت زهرا علیه السلام از مقامات والا، برگزیدگى، مظلومیت، محروم شدنش از حق و جایگاهش نزد خدا و رسول سخن مى‏گوید. همچنین درباره یکایک امامان علیهم‏السلام .
راوى مى‏گوید:
آن حضرت همین طور مى‏گفت و من مى‏نوشتم، تا پس از امام ‏هادى علیه ‏السلام به خودش رسید و توقف کرد. از او علتش را پرسیدم، فرمود: اگر نبود که این، دینى است که خداوند فرمانمان داده که ادا کنیم و به اهلش برسانیم، دوست داشتم درباره خود نگویم، لیکن دین است. بنویس.
آنگاه صلوات بر خود و سپس بر امام‏زمان علیه ‏السلام را بیان مى‏کند که صلوات بر امام عصر طولانى ‏تر از صلوات دیگران است. در فرازى از آن چنین آمده است:
«خداوندا!عدالت را با او آشکار ساز، او را با یارى خود تأیید کن، یاورانش را یاور باش و دشمنانش را خوارگردان. به سبب او جباران کفر را در هم شکن و به وسیله او کافران و منافقان و همه ملحدان را نابود ساز، هر جا که باشند، در خاوران و باختران، در خشکى و دریا، در دشت و کوهستان. و با وجود او زمین را پر از عدالت کن و دین پیامبرت را غالب و چیره گردان.»
۲٫ دعاى قضاى حوائج ( دعاى ششم )
حِمْیَرى نقل مى‏کند:
خدمت آن حضرت بودم، نامه ‏اى از زندان به دست امام ‏عسکرى علیه ‏السلام رسید که یکى از هواداران حضرت نوشته بود و از سنگینى کُنْد و زنجیر و بدرفتارى حکومت و پریشان حالى خود شکوه کرده بود. امام عسکرى علیه السلام ضمن دعوت او به صبر و مقاومت و آزمایش دانستن این‏گونه مصائب و یادآورى پاداش‏هاى الهى آن، دستور داد که عریضه‏اى به خداوند بنویسد و آن را به حرم امام حسین علیه ‏السلام بفرستد و آن را در آن محل شریف به خداوند عرضه دارد. متن آن عریضه و شکوائیه به درگاه خدا چنین باشد: «الى الله الملک الدّیّان…»(۱)
در این دعا، ضمن ستایش ‏هاى بلندى که از مقام رُبوبى شده، از رنج و گرفتارى خویش و پناه جویى به درگاه الهى و استغاثه به حضرت پروردگار سخن گفته است. در بخشى از این دعا، ادعا نامه ‏اى بر ضد حکومت جباران و ستمگران است. و اینکه آنان در زمین، سلطه یافته و دینداران را به بازیچه گرفته‏ اند و اموال عمومى و بیت المال مسلمین را صرف عیاشى، موسیقى و مُطربى مى‏کنند و صاحبان حق را از حقوقشان محروم مى‏سازند و با سلطه جبارانه خویش، ذلیلان الهى را عزت مى‏بخشند و عزیزان خدایى را خوار مى‏سازند و در پشت درهاى بسته، حجاب‏ها و دربان‏ها، خود را از دسترس نیازمندان دور نگه مى‏دارند تا خیرشان به کسى نرسد… «انّه قد علا الجبابرهُ فى ارضک و ظَهَروا فى بلادک…»
در ادامه، حاجات خود را از خدا مى‏خواهد و خواستار رهایى و نجات است و تنها تکیه‏ گاهش را هم خدا مى‏داند که امید هر محروم و بى پناه است. همچنین درودهاى بلندى بر پیامبر اکرم و خاندان او و برخى خواسته ‏هاى دیگر بیان شده است.
این دعا و شکوائیه ـ که آموزش امام‏ عسکرى علیه‏ السلام به یک زندانى سیاسى علوى در عصر طواغیت عباسى است ـ به نوعى، کیفرخواست علیه حکام جائر است که از دین و مسلمانى، نامش را یدک مى‏کشند و به بدترین شیوه‏ هاى ظالمانه و غیر اسلامى، بر امت مسلمان حکم مى‏رانند و پاکان و حق‏طلبان را به بند مى‏کشند.
۳٫ دعاى قنوت (دعاى ۲۵)
این دعا، بُعد سیاسى قوى‏ترى دارد. گروهى از مردم قم در سامرّا خدمت آن حضرت مى‏رسند و از بدرفتارى و ستم‏ هاى «موسى بن بُغا»، که حاکم بر آنان بوده است، گلایه و شکایت مى‏کنند. امام حسن عسکرى علیه‏السلام به آن مظلومان یادآور مى‏شود که از «سلاح دعا» بهره بگیرند و در قنوت‏هاى نمازشان این دعا را بخوانند: «الحمدلله شکرا لنعمائه و استدعاءً لِمزیده…»(۲)
دو خط روشن و برجسته در کلیت این دعاى مبسوط و ژرف، دیده مى‌شود: یکى، خط نفرین بر ستمکاران و غاصبان و دیگرى، خط دعا براى عدالت گستران و حق طلبان.
مثل هر دعاى دیگر، آغاز آن با حمد و ثناى الهى و برشمردن نعمت‏هاى او و درود بر پیامبر خاتم و خاندان اوست. سپس ورود به عرصه نیاز خواهى، حاجت گسترى، درددل و مناجات با پروردگار. آنگاه شکایت به درگاه خدا از سلطه نااهلان و گسترش ظلم و انحراف و حکومتِ آنان که نه امین بر دین و نه مورد اعتماد بر دنیا و اموال‏اند، حکومت حقه اهل‌بیت را غاصبانه تصرف کرده‏اند و آن را دست به دست مى‏گردانند و در بیت ‏المال، به دلخواه عمل و مصرف مى‏کنند و با حق محرومان، یتیمان و بیوه زنان، آلات و ابزار موسیقى و لهو و لعب و عیاشى مى‏خرند و اهل ذمّه را بر مسلمانان مسلط ساخته‏اند و کارها را به دست فاجرانِ بى‏دین و بى رحم سپرده‏اند و هر چه مى‏خواهند، مى‏کنند و هر حریمى را مى‏شکنند.
در ادامه، از خداوند مى‏خواهد که شوکت و عظمتشان را بشکند، پرچمشان را سرنگون و کاخ‌هایشان را ویران سازد، خورشیدشان را تیره و یادشان را محو کند و با سنگ حق، مغز آنان را متلاشى کند و رعب و وحشت بر دل‌هایشان افکند و نسل آنان را براندازد و وحدتشان را از هم بپاشد و شرمسار، سرشکسته، خوار و رسوا گرداند.
در فصل دوم این دعاى بلند، درخواست امام آن است که حق و عدل، آشکار و رایج گردد و در سایه عدالت و داد، دل‌ها زنده، افکار منسجم، حدود الهى برپا، گرسنگان و محرومان سیر و کامیاب گردند. درخواست اینکه ما در دولت حق و عدل، تلاشگر و عدالت گستر و حق محور باشیم و پناه و مأمنى براى پیروان دین خدا گردیم.
سپس از هر کس که دعوتگر به حق و منادى عدالت و پناه مظلومان و سدى در مقابل تبهکاران و جانیان باشد، به نیکى یاد کرده و در حقشان دعا مى‏کند و نصرت، غلبه و شوکت آنان را از خدا مى‏ طلبد که تنها و تنها براى خدا و اداى وظیفه، هر سختى را تحمل مى‏کنند و رنج سفر وغربت و دورى از خانواده را براى اجراى احکام الهى تحمل مى‏کنند و مردم را به «توحید ناب» در فکر و عمل فرامى‏خوانند و قیام به امر الهى دارند.
طبعا نمونه اعلا و فرد شاخص این‏گونه حق‏طلبى و عدالت گسترى، حکومت حقه حضرت مهدى علیه‏السلام است که نوید آن داده شده و خود حضرت عسکرى(ع) و پیروان او هم چشم به راه ظهور آن سپیده روشن ایمان بودند.
دعا، بسیار عالى و بلند، داراى نکات عرفانى ژرف و اشارات لطیف است که شرح و بسط آن در این مختصر نمى‏گنجد.
امام عسکرى علیه ‏السلام در پایان، از خداوند مى‏ طلبد که در سایه حکومت مردان خالص و بندگان صالح، همه آفاق، سرشار از عدالت و رحمت باشد و خداوند، درجات والا و پاداش‏هاى عظیم به آنان عطا کند.
این، نگاهى گذرا به سه دعا از ادعیه نورانى امام حسن عسکرى علیه‏السلام بود. باشد که از مکتب عرفانى معصومان علیهم‏السلام درس عبادت و نیایش بیاموزیم و در زندگى، گام جاى گام آنان نهیم.
______________________________
۱٫ متن این دعا در بحارالانوار (ج ۹۹، ص ۲۳۸، ح ۵) نیز آمده است.
۲٫ و نیز ر.ک: همان، ج ۸۲، ص ۲۲۹/ حیاه‏الامام الحسن العسکرى، باقر شریف
 القرشى، ص ۲۰۵

پاسخ دادن

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر ارسال کنید.