دریافت کد حدیث تصادفی

غضب و خشم

غضب و خشم

کلمه غضب به معنای خشم گرفتن[۱] و خلاف خشنودی[۲]، به کار رفته است. خشم و غضب نیرویی است که برای دفاع از خود و پاسداری از حق در نهاد انسان گذارده شده است، اما اگر از محور اصلی خویش خارج گردد تبدیل به یکی از رذائل بزرگ می شود و رذائل مهم دیگری را نیز با خود به همراه می آورد.
غضب در قرآن :
کلمه غضب در آیات بسیاری به کار رفته است که در بیشتر موارد، مراد غضب و خشم الهی است که شامل کافران و منافقان می شود. همچنین در برخی آیات، قرآن کریم مؤمنان را به کنترل خشم سفارش کرده و از ویژگی های بارز آنان، عفو و بخشش در هنگام غضب[۳] و صبر و تحمل در برابر حکم و قضای خداوند نام برده است.[۴] 
چنانکه می فرماید :
«و (همان) کسانى که از گناهان بزرگ و از کارهاى زشت دورى می کنند و هنگامی که (به مردم) خشم می گیرند، راه چشم پوشى و گذشت را برمی گزینند.»
به عبارتی آیه درصدد بیان این مطلب است که این گروه نه تنها در موقع غضب، اختیار خود را از دست نداده و دست به اعمال زشت نمی زنند، بلکه با عفو و بخشش، قلب خود را از کینه ها می شویند و این صفتی است که تنها در سایه ایمان و توکل بر خدا پیدا می شود.[۵]
«آن کسانی که در توانگری و تنگدستی انفاق می کنند و خشم خویش فرو می خورند و از خطای مردم در می گذرند خدا نیکوکاران را دوست دارد»[۶]
همچنانکه مشخص است فرو بردن خشم در این آیه از صفات نیکوکاران و پرهیزکاران شمرده شده است.[۷]
 
غضب در روایات :
هر انسانی طبیعتاً در مقابل پیشامدهای ناگوار، ناراحت و عصبانی می شود، اما اگر خشم به طور متعادل به کار گرفته نشود، موجب خواری و هلاکت و بسیاری از شرور دیگر می گردد.[۸] به طوری که شخص در زمان عصبانیت قدرت تفکر نداشته[۹] و ممکن است دست به اموری بزند که شایسته نیست و حتی موجب قتل شخصی دیگر گردد.[۱۰] 
در بسیاری از روایات به کنترل خشم و غضب سفارش شده است. از جمله سخن امام محمد باقر(ع) که فرمودند: «هر که خشم خود را از مردم باز گیرد، خدای تبارک و تعالی خشم خود را از او باز می گیرد.»[۱۱]
همچنین در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: « هر که غضب خود را نگه دارد، خداوند عیب او را بپوشاند».[۱۲]
در روایتی دیگر، حضرت علی (ع) فرموده اند: «سخت ترین دشمن انسان غضب و هواى نفس او است، هر کس بتواند این دو را رها کند، درجۀ او بلند می شود و به آخرین مرحله کمال می رسد.»[۱۳]
 
اقسام غضب :
عملکرد انسان در برابر خشم سه نوع است که در دو حالت مورد نکوهش و در حالت دیگر پسندیده می باشد.
۱٫ غضب ناپسند :
الف: تفریط : 
عبارت است از ضعف یا نداشتن نیروی خشم که پسندیده نیست. در این مرتبه یا انسان فاقد قوه غضب است یا به قدری این قوه در او ضعیف است که در جایی که باید به حکم عقل و شرع این قوه را به کار برد و غضب نماید، ساکت بوده و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد. این حالت در علم اخلاق انضلام و ستم پذیری نامیده می شود.[۱۴]

ب. افراط : 
در این وضعیت، خشم بر انسان غلبه می کند، تا آنجا که اعمال و کردار فرد از حد و کنترل عقل و شرع می گذرد. در نتیجه برای انسان فکر و قدرت انتخاب در رابطه با اعمال و رفتارش باقی نمی ماند و در چنین حالتی هیچ گونه پند و نصیحتی بر او اثر نکرده و در نهایت به ظلم و ستم می انجامد.[۱۵] چنانکه حضرت علی(ع) می فرمایند: «هر کس بر خشم خود غلبه ننماید، عقلش را در اختیار ندارد».[۱۶]

۲٫ غضب پسندیده :
اعتدال : 
اعتدال در غضب بدین معنا است که انسان بتواند در مواردی که لازم است از این نیرو استفاده نماید و در مواردی که سزاوار نیست خود را کنترل کند. به عبارت دیگر شخص در این حالت بر خلاف مرتبه افراط که از حدود عقل و شرع خارج می شد در غضب و عدم غضب خود تابع عقل و شرع است. این نوع غضب نه تنها رذیله نیست، بلکه از فضائل نیز محسوب شده و بر آن نام شجاعت می گذارند.[۱۷]
بنابراین اصل غضب که خداوند در وجود انسان نهاده است بسیار نیکو است اما انسان باید توجه داشته باشد که از حالت اعتدال خارج نشود.
 
عوامل غضب :
علل زیادی در برافروخته شدن غضب در انسان تأثیر دارد که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱٫ حسادت : 
یکی از عوامل غضب حسادت می باشد که حالتی است که در آن شخص آرزوی از بین رفتن نعمت و کمال شخص دیگری را دارد. حسد علاوه بر این که خود یکی از امراض قلبی است، باعث ایجاد بسیاری رذائل از جمله غضب در انسان می شود، زیرا که چنین شخصی در بیشتر اوقات بر فردی که دارای نعمتی است حسادت ورزیده و بر او خشم و غضب می نماید.

۲٫ عجب : 
یکی دیگر از عوامل غضب را می توان عجب دانست. زیرا در  چنین حالتی شخص خود را بزرگتر و بهتر از دیگران دانسته و در مقابل هرگونه انتقاد و نصیحت از خود خشونت نشان می داند.[۱۸]

۳٫ حب دنیا : 
دوست داشتن و علاقه زیاد به دنیا، نه تنها سبب پیدایش این صفت می گردد، بلکه منشأ بسیاری از رذایل اخلاقی دیگر نیز می باشد. چنانچه پیامبر(ص) فرمودند: « دوست داشتن دنیا سرچشمه همه گناهان است.»[۱۹]
کسی که دنیا برایش ارزش زیادی دارد، حاضر است برای رسیدن به آن هر عملی را مرتکب شود و زمانی که دنیای خود را در خطر می بیند، به راحتی عصبانی شده و برای از دست ندادن آن بر دیگران خشم می گیرد.

۴٫ حب نفس : 
در دین اسلام، از حب نفس به عنوان یکی از ویژگی های ذاتی انسان یاد شده است[۲۰] که شامل حب جاه و مقام و مال و… می شود. انسانی که به این امور اهمیت زیادی بدهد، در بسیاری اوقات برای به دست آوردن آن بر دیگران غضب و خشم می کند.[۲۱]
 
آثار غضب :
غضب راه ورود به بسیاری از فسادها است. برخی عوارض و پیامدهای غضب عبارتند از:
۱٫ از بین بردن ایمان : 
افراد عصبانى در حین خشم، نه تنها مرتکب گناهان کبیره می شوند که با ایمان صحیح سازگار نیست، بلکه گاهى به خداوند نیز توهین می کنند و یا بر حکمت و قسمت و تدبیر او خرده می گیرند. همچنان که در حدیثی از پیامبر(ص) نقل شده است که «غضب ایمان را فاسد می کند، همچنان که سرکه عسل را فاسد می کند.»[۲۲]

۲٫ آشکار شدن عیوب : 
از دیگر پیامدهاى سوء خشم و غضب، آشکار شدن عیوب پنهانى انسان است زیرا در حالت عادى، هر کس خود را کنترل مى کند، تا عیوب خویش را پنهان کند و آبرویش را در برابر این عیوب که تقریباً همه کم و بیش دارند حفظ نمایند، اما هنگامی که آتش خشم برایش شعله ور می شود در میان جمع، فردی غیرعادی، ناتوان و سبک قلمداد می شود که قادر به کنترل وجودش نیست و همچنین عیوب مخفی اش آشکار می گردد.

۳٫ از بین برنده عقل و منطق : 
خشم و غضب دشمن آدمى است و به هنگام غضب، عقل و منطق به کلى از کار مى افتد، و انسان دیوانه وار حرکاتى را انجام می دهد که نه تنها مایه تعجب همه اطرافیانش می گردد، بلکه خود او نیز بعد از فرو نشستن آتش غضب، از کارهایى که در آن حال انجام داده است در تعجب رفته و پشیمان می شود. امام صادق(ع) در حدیثى می فرماید: «هر کس مالک غضب خود نباشد، مالک عقل خود نخواهد بود.»[۲۳]

۴٫ از بین برنده الفت و دوستی با دیگران : 
انسان در حالت خشم، مانعی بین خود و دیگران ایجاد می کند؛ زیرا که افراد جذب خوش اخلاقی و صفات نیکو می شوند.
 
درمان غضب : 
برای معالجه کردن نفس از غضب (نوع افراطی آن) راه های بسیاری ذکر شده است که برای نمونه به چند مورد اشاره می شود:
۱٫ نکته مهم در درمان غضب، مبارزه با اسباب و عوامل خشم و غضب است؛ زیرا که رهایی از غضب با وجود حسد و حب نفس و… ممکن نیست.
۲٫ انسان باید توجه کند در اخبار و روایاتی که در نکوهش غضب آمده است و همچنین در روایاتی که در آن به نگه داشتن نفس از غضب توصیه شده است.[۲۴]
۳٫ همچنین شخص باید توجه داشته باشد که هر چه در عالم واقع می شود به خواست و فرمان خداوند می باشد و همه چیز در دست اوست. و چه بسا که خیر او در فقر و بیماری و… است. زمانی که فرد این مطلب را دانست، می داند که دیگر غضب کردن بر مردم راهی ندارد؛ چرا که هر امری توسط خدای خیر خواه به او می سد.[۲۵]
۴٫ از جمله مؤثرترین راه های درمان غضب این است که فرد در وقت غضب به خداوند پناه ببرد و براى خاموش شدن آتش خشم تغییر حالت دهد. پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «اگر یکى از شما دچار خشم شد اگر ایستاده است بنشیند و اگر نشسته است بخوابد و اگر خشمش فرو نشست با آب سرد وضو بگیرد یا بدن را شستشو دهد.»[۲۶] 
********************************
[۱]. دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه دهخدا، تهران، انتشارات سیروس، بی تا، ج۳۳، ص۲۴۶٫
[۲]. ابن منظور؛ لسان العرب، بیروت، دار احیاء الثرات العربی، ۱۴۰۸ ه.ق، چاپ سوم، ج۱۰، ص۷۸٫
[۳]. شوری/۳۷٫
[۴]. قلم/۴۸٫
[۵]. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۳، چ شانزدهم، ج۲۰، ص۴۵۹٫
[۶]. آل عمران/۱۳۴٫
[۷]. ابوعلی الفضل ابن حسن طبرسی؛ مجمع البیان، تهران، بی تا، ج ۴، ص ۲۵۴٫
[۸]. فیض کاشانی،ملا محسن؛ المحجه البیضاء،قم،دفتر انتشارات اسلامی، بی تا، ص ۲۹۴٫
[۹]. کلینی، محمدبن یعقوب؛ اصول کافی، ترجمه سید جواد مصطفوی،  دفتر نشر فرهنگ اهل بیت(ع)، بی تا، ج۳، ص ۴۱۲٫
[۱۰]. مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، تهران، دراالکتب الاسلامیه ، ۱۳۹۷ه.ق، چاپ دوم ، ج۷۳، ص۲۶۵٫
[۱۱]. کلینی، محمدبن یعقوب؛ پیشین، ج۷۳، ص۴۱۵٫
[۱۲]. همان.
[۱۳]. جمال خوانساری، محمدبن حسین؛ شرح غرر، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۳، جلد ۲، صفحه ۴۵۴، حدیث ۳۲۶۹
[۱۴]. نراقی، احمد؛ معراج السعاده، قم، انتشارات طوبای محبت،۱۳۸۵، چاپ اول، ، ص ۱۹۷٫
[۱۵]. همان، ص ۱۹۷٫
[۱۶]. محمدی ری‌شهری، محمد؛ میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شفیعی، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۹، چ دوم ، ج ۹، ص۴۳۳۲٫
[۱۷]. نراقی، احمد؛ پیشین، ص ۱۹۷٫
[۱۸]. همان، ص۱۹۸٫
[۱۹]. نهج الفصاحه، مترجم: حسن روایی آملی، قم، نسیم حیات، بی تا، ص۱۳۴۲٫
[۲۰]. غرویان، محسن؛ فلسفه اخلاق، قم، پیک جلال، ۱۳۷۷، ص ۹۵٫
[۲۱]. موسوی خمینی، روح‌الله؛ شرح چهل حدیث، تهران،موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۸۵ ، ص۱۴۱-۱۴۲٫
[۲۲]. فیض کاشانی،ملا محسن؛ پیشین، ج۵، ص۲۹۲٫
[۲۳]. کلینی، محمدبن یعقوب؛ پیشین، ص۴۱۵٫
[۲۴]. نراقی، احمد؛ پیشین، ص۱۹۹٫
[۲۵]. فیض کاشانی،ملا محسن؛ پیشین، ج۵، ص۳۰۵٫
[۲۶]. همان، ج ۵، ص ۳۰۷٫

منبع : باقرالعلوم
نویسنده : سیده فاطمه جوادی زاویه

پاسخ دادن

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر ارسال کنید.