دریافت کد حدیث تصادفی

میلاد سبز

میلاد سبز

لحظه ها سپری شد. نسیم ملایمی گرمای سوزان کوفه را به رخ نخلستان کشید. نخل ها به

رقص و پای‌کوبی برخاستند. وهب بن یحیی، دلو ابی از چاه کشید و به روی سر و بدن اسب

عبدالله‌بن‌عامر ریخت . اسب از خوشحالی شیهه کشید.

عبدالله‌بن‌عامر، اسب را نوازش کرد . وهب بن یحیی، دلو خالی را کنار چاه قرار داد و پس از مکث

کوتاهی پرسید:

-شنیده‌ام علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام داخل خانه کعبه متولد شده است، آیا این حقیقت دارد ؟

عبدالله‌بن‌عامر، لبانش از هم شکفت و چهره‌اش همچون گل باز شد و با حالتی سرشار از شعف و

شادی گفت:

-آری. امیرالمومنان علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام در روز جمعه سیزدهم رجب، ۳۰ سال پس از عام‌

الفیل در شهر مکه و در خانه‌ای کعبه ولادت یافت.

وهب بن یحیی، دلو آب را به داخل چاه افکند و از چاه آب کشید و پس از شست‌وشو دادن سر و صورت

خود، چند جرعه آب نوشید و بعد از مکثی کوتاه پرسید:

-ممکن است درباره ماجرای ولادت علی علیه‌السلام به خانه کعبه توضیح بیشتری بدهی؟ عبدالله‌ بن‌

عامر، با دستان خود چشمانش را تمیز کرد و پس از لختی گفت:

-فاطمه بنت اسد، هنگامی که دچار درد زایمان شد، به کنار خانه کعبه آمد و از خدا خواست تا امر ولادت

مولودش را بر او آسان گرداند. به دنبال این دعا بود که دیوار خانه کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد

به داخل خانه رفت و از دیدگاه همه پنهان گردید و دیوار خانه مانند حالت نخست به هم پیوست. کسانی

که شاهد این ماجرا بودند، خواستند در را باز کند ولی در بازی نشد و دانستند که سری در این کار است

و این ماجرا از جانب خداوند سبحان می‌باشد. این ماجرا به سرعت دهان به دهان در شهرها پیچید و

مردم بسیاری از دور و نزدیک راهی بیت‌الله الحرام شدند . آن روز، همه مردم از این ماجرای شگفت‌

انگیز سخن می‌گفتند.

۳ روز از این ماجرا گذشت و چون روز چهاردهم فرارسید دیوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد در

حالی که علی ع را در دست داشت از همان مکان بیرون آمد، و خطاب به مردم گفت :

-خدای تعالی مرا بر زنان پیش از خود برتری بخشیده، آسیه دختر مزاحم، خدای عزوجل را در مکانی

پرستش کرد که جز به صورت اضطرار و ناچاری نمی‌بایستی پرستش او را نمود و مریم دختر عمران،

نخلی خشک را حرکت داد تا از آن رطب تازه خورد و من به خانه خدا رفتم و از روزی و میوه بهشتی

خوردم و چون می‌خواستم از خانه بیرون می‌آیم، هاتفی ندا سر داد که ؛ ای فاطمه نام این مولود را

علی بگذار که خدای علی الاعلی فرماید : من نام او را از نام خود جدا کردم و به ادب خود ادب ‌آموختم

و من بر مشکلات علم خویش او را واقف ساختم و اوست کسی که بت‌ها را در خانه من می‌شکند و

اوست کسی که بر پشت بام خانه ام اذان می‌گوید و مرا تقدیس کند و وای به حال کسی که او را

دشمن داشته و نافرمانی اش کند. 

پاسخ دادن

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر ارسال کنید.