دریافت کد حدیث تصادفی

بحث کوتاهی پیرامون امام صادق علیه‌السلام

1_1_MAHDI-_69_

بحث کوتاهی پیرامون امام صادق علیه‌السلام

اسم مبارک ایشان جعفر ،کنیه مشهور  آن حضرت ابی عبدالله و لقب مشهور ایشان صادق است .عمر مبارک آن بزرگوار ۶۵ سال بود. (اصول کافی، جلد ۱، صفحه ۴۷۲)

ولادت آن بزرگوار بنا به نقل اکثر بزرگان در هفدهم ربیع‌الاول هم‌زمان با روز ولادت نبی مکرم اسلام ص در سال ۸۳ هجری قمری بوده است.

 شهادت آن حضرت در بیست و پنجم شوال سال ۱۴۸ هجری قمری و به دستور منصور دوانیقی بود .و مدت امامت حضرت ۳۴ سال بود . (اصول کافی، ۴۰ و ۱، صفحه ۴۷۵)  

امام صادق علیه‌السلام در طی ۳۴ سال امامت خدمات فراوانی به فرهنگ  تشیع  نمودند. و باید بگوییم آن حضرت شیعه را زنده کردند، تا آنجایی که شیعه را شیعه جعفری می‌گویند. و این امتیاز بسیار مهمی برای امام صادق علیه‌السلام است.

دوستی سؤال می‌کرد چرا مذهب ما جعفری است؟ و چرا برای امام صادق علیه‌السلام احترام فوق‌العاده‌ای قائل هستیم ؟

من در جواب گفتم: شیعه برای همه امامان هدایت و رهبران ارزشمند شیعی و الهی احترام قائل است اما اگر مذهب را جعفری  می‌دانیم به این دلیل است که غالب روایات شیعه از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است.

مرحوم محقق می‌فرماید: به قدری از امام صادق علیه‌السلام در فنون مختلف اسلامی روایت نقل شده است که عقل در تحیر است .

بزرگان  شیعه و سنی اقرار دارند که ۴٬۰۰۰ نفر از امام صادق ع روایت نقل نموده‌اند. (مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۲۴۷ / ارشاد مفید، جلد ۲)

نجاشی می‌گوید که وشّا گفته ۹۰۰ نفر از بزرگان را در مسجد رسول خدا ص دیدم که همه می‌گفتند: ” حدثنی جعفر بن محمد الصادق”

علت هم مشخص است، چون عمر امام صادق علیه‌السلام در پایان دولت بنی‌امیه و اول دولت بنی‌عباس واقع بود و این دو دولت قدرتی نداشتند در آن زمان ، زیرا دولت بنی‌امیه با جنایاتی که کرده بود و جسارت‌ها و ظلم‌هایی که به مردم و مسلمانان نموده بود مورد تنفر مردم و رو به‌ زوال بود و دولت عباسی هم چون پایه‌های حکومتش ثابت وقوی نشده بود سرگرم تحکیم مبانی حکومت بودند  از این جهتامام  می‌توانستند به نشر معارف اسلامی بپردازند و چندین هزار دانشمند در علوم اسلامی در عالم اسلام تربیت نمایند.

امام صادق علیه‌السلام شاگردانی را تربیت نمودند که هر کدام دریایی از علم بودند. یکی از شاگردان امام صادق علیه‌السلام جابربن یزید جعفی بود . جابر  از شاگردان برجسته امام صادق علیه‌السلام بود. او اهل کوفه بود اما برای استفاده از محضر امام به مدینه هجرت کرد. جابر که همواره مورد حسادت و انتقاد مخالفین قرار داشت از افشای بسیاری از احادیثی که شنیده بود خودداری می‌کرد  و می‌گفت : ” ۵۰٬۰۰۰ حدیث در سینه دارم که هنوز یکی از آن‌ها را نقل نکرده‌ام .روزی حدیثی را نقل کرد و گفت این یکی از آن ۵۰٬۰۰۰ تا است  “(صحیح مسلم، ج ۱، ص ۱۰۲)

وقتی از امام صادق علیه‌السلام پرسیدند موقعیت جابر در نظر شما چگونه است؟ امام فرمودند:  جابر نزد ما مانند سلمان است در نزد پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم (قاموس الرجال،ج ۳، ص ۳۳۵)

زیاد بن ‌ابی الجلال می‌گوید: در مورد احادیث جابر میان محدثان شیعه اختلافی رخ داد من گفتم این موضوع  را از امام صادق علیه‌السلام می‌پرسم. هنگامی که به همین منظور خدمت امام شرفیاب شدم قبل از آن که آغاز سخن کنم امام فرمودند : ” خدا رحمت کند جابربن یزید جعفی را، او در نقل احادیث ما صادق و راست‌گو بود و خدا مغیره بن سعید را لعنت کند او اخبار دروغین را با احادیث ما مخلوط می‌کرد. ” (بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۳۴۱)

 بنابراین یکی از شاگردان امام صادق علیه‌السلام جابربن یزید جعفی بود که آثار متعددی از این بزرگوار به یادگار مانده است که شاهدی بر توجه شیعیان به مسئله تدوین و جمع‌آوری مباحث اسلامی است . اما از آثار جابر می‌توان این کتاب‌ها را نام برد:

۱٫  کتاب تفسیر ۲ . کتاب نوادر ۳٫ کتاب فضائل ۴٫  کتاب مقتل امیرالمومنین ۵٫ کتاب مقتل الحسنین ۶٫ کتاب جمل ۷٫ کتاب صفین ۸٫ کتاب نهروان

شرایط سیاسی و حکومتی در زمان حیات امامان متفاوت بود به گونه‌ای که جابربن یزید جعفی در زمان امام باقر علیه‌السلام به دستور این امام خود را به دیوانگی می‌زند!

نعمان بن بشیر می‌گوید: ” در سفر حج با جابر بودم ، به مدینه رفتیم خدمت امام باقر علیه‌السلام رسیدیم، جابر هم حضور داشت. روز آخر با امام خداحافظی کرد و شادمان از نزد او بیرون آمد.  به طرف کوفه رهسپار شدیم ، در یکی از منازل شخصی به جابر رسید و نامه‌ای به جابر داد که با خواندن آن آثار گرفتگی در چهره‌اش پدیدار شد . از آن پس تا کوفه گرفته و ناراحت بود. روز بعد در کوفه به احترام جابر به دیدنش رفتم باکمال تعجب او را مانند کودکان سوار بر نی دیدم که گردن‌بندی از کعب گوسفندان  برگردن افکنده و با حرکات کودکانه بچه‌ها دورش جمع شده‌اند. نگاهی به من کرد و چیزی نگفت و به راهش ادامه داد ، من هم به او نگاه کردم و از این وضع گریه کردم.  آری چند روز بیشتر نگذشته بود که از طرف هشام بن عبدالملک نامه‌ای به حاکم کوفه رسیده بود مبنی بر اینکه جابر بن جعفی را شناسایی کنید گردنش را بزنید و سرش را برای من بفرستید. حاکم براساس فرمان خلیفه جویای جابر شده و او را در حالت دیوانگان مشاهده کرد که برنی سوار است و کودکان اطراف او را گرفته‌اند، با خود گفت خدا را شکر که از قتل او معافم داشت. (قاموس الرجال،ج ۲، ص ۳۲۹/ بحارالأنوار، ج ۴۶، ص ۲۸۲)

یکی دیگر از شاگردان امام باقر ع و امام صادق علیه‌السلام ، محمدبن‌مسلم خرمافروش و آسیابان بود . محمدبن‌مسلم مردی بزرگ و از نظر زندگی مرفه بود. روزی امام باقر ع به او فرمودند : “تواضع یا محمد” محمد فروتنی را پیشه کن.

چون به کوفه برگشت سبدی از لیف خرما را که در آن خرما می‌ریختند برداشت و آمد جلوی درب مسجد جامع با صدای بلند به فروش خرما اقدام کرد. که این منظره برای فامیل و بستگانش گران آمد، به او اعتراض کردند و گفتند؛ مردی با این موقعیت خرمافروش جلوی درب مسجد است؟ گفت: امر امامم است . ایشان فرمودند تواضع را پیشه کن.  من باید خرمافروش باشم. با اصرار بستگان آمد سنگ آسیابی تهیه کرد و شتری خرید  و سرانجام به آرد کردن گندم مشغول بود.

عبدالله بن محمد می‌گوید: ” محمد بن مسلم از عبّاد زمان خود محسوب می‌شد. ” (بحارالأنوار،ج ۴۷، ص ۲۹۰)

هشام بن سالم می‌گوید: محمدبن‌مسلم ۴ سال به محضر امام باقر ع رفت و پس از آن به محضر امام صادق علیه‌السلام می‌رسید. عبدالله بن ابی عبید می‌گوید: از دو نفر از شاگردان برجسته امام صادق علیه‌السلام (عبدالرحمن بن حجاج، حماد بن عثمان) شنیدم که می‌گفتند : در شیعه کسی از محمدبن‌مسلم فقیه تر نیست. (رجال کشی ، ص ۱۱۱)

لذا این شاگرد برجسته امام باقر علیه‌السلام و امام صادق علیه‌السلام از هر دو امام روایت کرده است. او از چهره‌هایی است که بزرگان تشیع اجماع دارند که آنچه را محمدبن‌مسلم صحیح بداند صحیح و قابل اعتماد است. (وسائل‌الشیعه، ج ۲۰۷، ص۱۴۴) محمدبن‌مسلم ۳۰٬۰۰۰ حدیث از امام باقر ع و ۱۶٬۰۰۰ حدیث از امام صادق علیه‌السلام حفظ داشت.

عبدالله بن ابی یعفور می‌گوید: ” از امام صادق سوال کردم، که گاهی یکی از اصحاب ما از من سؤالی می‌کند که پاسخ آن را نمی‌دانم و از طرفی نمی‌توانم در هر ساعتی به محضر شما و شرفیاب شوم چه کنم؟ امام فرمودند چه مانعی دارد به محمدبن‌مسلم ثقفی مراجعه کن. و از او بپرس او از پدرم استماع کرده و برای ایشان فردی مقبول و مورد اعتماد است. “

یکی از شاگردان امام صادق علیه‌السلام جابربن‌حیان کوفی است. جابر اول کسی است که شایستگی عنوان “شیمیدان” را دارد. ابو زکریای رازی درباره او می‌گوید: ” استاد ما ابوموسی جابربن‌حیان است ” جز اندکی از مورخین اکثراً او را شاگرد امام صادق علیه‌السلام می‌دانند. و در کتاب‌هایش از امام صادق علیه‌السلام با عنوان سیدی (آقای من) یاد می‌کند. (الامام صادق، مستشار عبدالحلیم مصری ، ص ۲۲۳)

با توجه به اینکه عده‌ای او را شخصیتی موهوم و ساختگی می‌دانند اما ابن ندیم در فهرست خود این گفته را پاسخ داده است:

” وجود جابرابن‌حیان یک حقیقت است، امر او آشکارتر و مشهودتر و تألیفات او بزرگ‌تر از آن است که انکار شود. او در رشته‌های مختلف تصنیفاتی دارد که از جمله نوشته‌هایی در مذهب شیعه، که نام آنها را می‌آورم…”  سپس مقدار زیادی از کتب او را نام می‌برد. (فهرست ابن ندیم، جابربن‌حیان، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج ۱ ،ص ۴۲۷)

تحقیقی جامع در ارتباط علمی جابرابن‌حیان با امام صادق علیه‌السلام به وسیله دکتر محمد یحیی انجام شده است. ایشان در کتابش به نام “الامام صادق ملهم الکیمیا ” تحقیق جامعی کرده و می‌گوید وقتی که آثار عظیم باقیمانده از جابر را در شیمی مشاهده می‌کنیم، در حقیقت  اعتراف کرده‌ایم که معلوماتی با این وسعت در آن شرایط جز از جعفربن‌محمد الصادق گرفته نشده است.  البته این حقیقتی است که در اظهارات بسیاری از مستشرقین آمده است. (الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج ۱، صفحه ۴۲۷)

یکی دیگر از شاگردان امام صادق علیه‌السلام برید است.

علامه حلی درباره برید می‌گوید و اضافه می‌کند که تماماً در برابر فقاهت او سر تواضع فرود می‌آورد.

برید از جمله کسانی است که امام صادق ع می‌فرمایند: ” اصحاب پدرم زینت تشیع بودند چه در حال حیاتشان و چه پس از وفات ایشان. مقصودم از این اصحاب زراره بن اعین ، محمدبن‌مسلم ، لیث المرادی و برید العجلی می‌باشند. اینان قیام کنندگان به عدالت هستند ، اینان کسانی هستند که گوی سبقت را از دیگران ربوده اند و از مقربان حضرت احدیت شده‌اند. ” (وسایل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۴۵ باب وجوب الرجوع فی القضا)

 یکی دیگر از شاگردان امام بکیر بن اعین است.

او برادر زراره است از اصحاب امام باقر علیه‌السلام و امام صادق علیه‌السلام می‌باشد. او در زمان امام صادق علیه‌السلام از دنیا رفت و وقتی خبر وفاتش را به امام دادند فرمود: ” به خدا قسم خداوند او را بین رسول‌الله ص و امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام جای داد . ” (رجال کشی، ص۱۸۱)

یکی دیگر از شاگردان امام صادق علیه‌السلام زراره بن اعین می‌باشد.

به جمیل بن درّاج گفته شد چه مجلس زیبا و پرباری داری. گفت آری به خدا سوگند ما وقتی که در اطراف زراره قرار می‌گیریم همچون کودکانی هستیم که در اطراف استاد خود قرار می‌گیرند.

نجاشی در کتاب رجال خود در وصف زراره می‌گوید: ” او بزرگ اصحاب است و در زمان خودش مقدم بر آنهاست. او قاری بزرگ قرآن، فقیه عالم به علم کلام، شاعر و ادیب است. “

ابن ندیم در کتاب فهرست می‌گوید: ” زراره از بزرگترین رجال شیعه است هم در فقه هم در حدیث و هم در علم کلام از چهره‌های خاص برجسته‌ ی تشیع است.

خلاصه کلام ، امام صادق علیه‌السلام در فقه شاگردانی چون جمیل بن دراج، عبدالله‌بن مسکان، عبدالله بن بکیر، حمادالدین عیسی، حماد بن عثمان ، و ابان بن عثمان را که از فقهای بزرگ اسلامند به اسلام هدیه کردند و آنان از اصحاب اجماع بودند یعنی امامیه روایات آنان را بدون تفحص و چون و چرا می‌پذیرد. و نیز در علم کلام شاگردانی چون هشام بن حکم و مفصل و در تفسیر کسی مانند ابی‌حمزه ثمالی را به عالم اسلام تحویل می‌دهد.

در مدت عمر ۳۴ ساله امامت ایشان، مذهب تشیع رونق گرفت. ولی در دولت منصور دوانیقی علاوه بر محدودیت‌هایی که برای ایشان پدید آمد و به عناوین مختلف از درس و تماس با ایشان و از انتشار روایات جلوگیری شد و حتی افرادی را در مقابل ایشان ساختند و از آنان فوق‌العاده طرف‌داری کردند تا از این راه بتوانند نور معنویت امام صادق علیه‌السلام را خاموش کنند.

دشمن آمد ابوحنفیه قتاده و امثالهم را در فقه ، سفیان ثوری ها را در عرفان و ابن ابی العوجاها را در عقاید ساختند، ولی روشن بود که این‌گونه افراد نمی‌توانستند در مقابل حضرتش بایستند .

و خلاصه تلاش فراوان حکومت‌ها در طول ۳۴ سال امامت امام صادق علیه‌السلام در صدد دورکردن مردم از تفکر امام و شاگردان ایشان بی‌ثمر ماند ، و تمامی تلاش‌هایشان برای اینکه شاید بتوانند جلوی رشد مذهب تشیع و تفکر علوی را بگیرند باطل بود.

شهادت معلی بن خنیس است یکی از تلاش‌های غلط دشمن بود . پس ‌از آنکه داود بن علی عموی ابوالعباس سفاح به فرمانداری مدینه و مکه و یمن انتخاب شد نسبت به مردم مدینه خطبه تهدیدآمیزی را ایراد کرد و در اولین اقدام معلی بن خنیس را که وکیل امام صادق در مسائل مالی بود احضار کرد و اسامی شیعیان حضرت را از او مطالبه نمود. داوود او را تهدید به قتل کرد. معلی بن خنیس برآشفته شد و گفت به خدا قسم اگر آنان زیر پای من باشند پاهایم را از روی آن‌ها برنخواهم داشت و اگر مرا بکشید مرا خوشبخت و خود را بدبخت خواهی کرد . زمانی که فرماندار مدینه تصمیم به قتل معلی گرفت، این شاگرد باوفای امام صادق علیه‌السلام گفت: من حرف‌های لازمی دارم که باید با حضور مردم بیان کنم . با اعلام عمومی مردم اجتماع کردند. معلی خطاب به مردم فریاد زد که ای مردم شاهد باشید آنچه از مال و طلب و کنیز و غلام و خانه و غیره از من به جای مانده همش از آن جعفربن‌محمد علیه‌السلام است . (بحارالأنوار، ج۴۷، ص ۱۲۹ /مناقب ابن شهر آشوب، ج ۳، ص ۳۵۲ )

با همه این اوصاف امام صادق علیه‌السلام توانستند شاگردان برجسته‌ای تربیت کند و در گروه‌های تخصصی به جامعه معرفی نمودند در فقه، در مباحث کلامی، در مباحث قرآنی و در مباحث مختلف شاگردانی متخصص تربیت نمودند. مثلاً در مباحث کلامی هشام بن حکم، هشام بن سالم ، مؤمن طاق، محمدبن‌عبدالله طیار، قیس الماهر و عده زیاد دیگری . در فقه و اصول فقه و تفسیر زراره بن اعین، محمدبن‌مسلم، جمیل بن دراج، برید بن معاویه، ابان بن تغلب ، ابوبصیر ، اسحاق بن عمار. و در فلسفه اولی و حکمت شخصیتی همانند مفضل بن عمر که کتاب مشهور توحید مفضل را بر او املا کرد. (اعلام الهدایه،ج ۸، ص ۱۳۲)

بزرگان تألیفات شیعه را در این عصر بالغ بر ۶٬۶۰۰ رساله و کتاب می‌داند. (تأسیس الشیعه لعلوم الاسلامی، صفحه ۲۸۸)

و در پایان نظر دوستان را در رابطه با این بحث که چرا امام صادق ع رئیس مذهب هستند و در آن زمان حیات علمی را بر حیات سیاسی ترجیح دادند به مطلبی که استاد شهید در کتاب بیست گفتار بیان داشتند جلب می‌نمایم:

عصر امام صادق علیه‌السلام از نظر شهید مطهری

دوران زندگی امام صادق علیه‌السلام در عصر و زمانی واقع شد که علاوه بر حوادث سیاسی یک سلسله عوامل اجتماعی و پیچیدگی‌ها و ابهام‌های فکری و روحی پیدا شده بود. لازمه‌اش این بود که امام صادق علیه‌السلام جهاد خود را در این جبهه‌ها آغاز کند. مقتضیات زمانی امام صادق علیه‌السلام که در نیمه اول قرن دوم می‌زیستند با زمان سیدالشهدا ع که در نیمه نخستین قرن اول بودند بسیار تفاوت داشت.

در تاریخ زندگی امام صادق علیه‌السلام یک جا می‌بینیم که زنادقه  و دهریون از قبیل ابن ابی العوجا و ابوشاکر  دیصانی و حتی ابن مقفع با آن حضرت محاجه می کنند و در جای دیگر اکابر معتزله از قبیل عمرو بن عبید و واصل ابن عطا در مسائل الهی با وی به گفت‌وگو می‌نشینند و در جای دیگر فقهای بزرگ آن عصر مانند ابوحنیفه و مالک هر دو از محضر امام استفاده می‌کنند. شافعی و احمد بن حنبل شاگردان آن حضرتند و در جایی دیگر متصوفه به حضور آن حضرت رفت ‌و آمد دارند و سوال جواب می‌کنند.

خلاصه آن که زمان امام صادق علیه‌السلام ، دوران بحران برخورد عقاید و افکار بود و ضرورت ایجاب می‌کرد امام سعی و کوشش خود را در این صحنه و جبهه قرار دهد. (۲۰ گفتار، گفتار ۷، ص ۱۵۶)

 

خلیق

سید علی غروی

پاسخ دادن

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر ارسال کنید.