حجت الاسلام غروی

آیا می دانید برای حل اختلاف در موضوع جانشینی پیامبر(صلی الله علیه و آله) چه باید کرد؟

  • نوشته شده در ۱۷ شهریور ۱۳۹۶
  • در مقالات

آیا می دانید برای حل اختلاف در موضوع جانشینی پیامبر(صلی الله علیه و آله) چه باید کرد؟

خداوند متعال می‏فرماید: أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنازَعْتُمْ فِی شَىْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَالرَّسُولِ؛ «ای کسانی که ایمان آورده ‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آن‏ها داوری بطلبید)». نساء/ 59.
و نیز می‏فرماید: وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرِینَ؛ «و فرمان خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است»! انفال / 46.
از این آیات استفاده می‏شود که هنگام اختلاف در مسائل و موضوعات خارجی که از آن جمله تعیین امام و جانشین بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‏ باشد، تنها راه حل رجوع به خدا و رسول است که از این طریق، اختلاف از بین مردم برطرف خواهد شد.
به همین منظور احادیث حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) که دال بر امامت و جانشینی حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام می باشد را از نظر می گذرانیم:

 

1ـ حدیث غدیر:
علماء و مفسرین از عامه و خاصه نوشته ‏اند که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله موقع مراجعت از حجه الوداع در غدیر خم توقف نموده و پس از ایراد خطبه به مردم فرمود آیا من نسبت به شما اولی به تصرف نیستم؟عرض کردند چرا فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه .یعنی هر کس که من مولا و صاحب اختیار او هستم این علی مولای او خواهد بود و بدین ترتیب او را به ولایت و پیشوائی مردم منصوب گردانید (1) .

2ـ حدیث منزلت:
احمد بن حنبل و شیخ سلیمان بلخی و ابن صباغ مالکی و دیگران نوشته‏اند که پیغمبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی (2) .
یعنی تو از من به منزله هارونی از موسی جز اینکه پس از من پیغمبری نخواهد بود،بحرانی در کتاب غایه المرام یکصد حدیث از عامه و هفتاد حدیث از خاصه دراین مورد نقل کرده است (3) .

3ـ حدیث یوم الانذار :
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در اوائل بعثت به فرمان خدای تعالی اقوام نزدیک خود را جمع نموده و رسالت خویش را به آنان ابلاغ فرمود و در همان مجلس اعلام نمود که هر کس از شما در پذیرفتن دعوت من سبقت جوید او پس از من جانشین من خواهد بود،از میان تمام آنان فقط علی علیه السلام دعوت آن حضرت را پذیرفت و رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: انت اخی و وزیری و وارثی و خلیفتی من بعدی (4). (تو برادر و وزیر و وارث من و جانشین من پس از من هستی) این حدیث از مهمترین احادیثی است که در مورد خلافت علی علیه السلام هر گونه عذر و بهانه را از میان بر میدارد زیرا پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله خلافت علی علیه السلام را توأم با نبوت خود در همان موقع ابلاغ فرموده است و این مطلب تقریبا در تمام کتب تاریخ و تفسیر و حدیث اهل سنت ذکر شده است و در فصل سوم بخش یکم کتاب تا حدی در این مورد توضیحات لازمه داده شده است.

4ـ حدیث ثقلین :
در کتب معتبره عامه و خاصه با اختلاف کوچکی در کلمات و الفاظ نقل شده است که هنگامی که رحلت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) نزدیک شد فرمود: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی و انهما لمن یفترقا حتی یردا علی الحوض (5). (من در میان شما دو چیز بزرگ و وزین میگذارم کتاب خدا و عترتم را و آن دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا در کنار حوض بر من وارد گردند.)
حدیث ثقلین از احادیث مسلم و قطعی است که به سندهای بسیار و عبارات مختلفی روایت شده و سنی و شیعه به صحتش اعتراف و اتفاق دارند و از این حدیث ‏و امثال آن چند مطلب مهم استفاده می شود:
1ـ همچنان که قرآن تا قیامت در بین مردم باقی میماند عترت پیغمبر نیز تا قیامت باقی خواهد ماند یعنی هیچ زمانی از وجود امام و رهبر حقیقی خالی نمیگردد.
2ـ پیغمبر اسلام بوسیله این دو امانت بزرگ تمام احتیاجات علمی و دینی مسلمین را تأمین نموده و اهل بیتش را به عنوان مرجع علم و دانش به مسلمین معرفی کرده و اقوال و اعمالشان را معتبر دانسته است.
3ـ قرآن و اهل بیت نباید از هم جدا شوند و هیچ مسلمانی حق ندارد از علوم اهل بیت اعراض کند و خودش را از تحت ارشاد و هدایت آنان بیرون نماید.
4ـ مردم اگر از اهل بیت اطاعت کنند و به اقوال آنها تمسک جویند گمراه نمیشوند و همیشه حق در نزد آنها است.
5ـ جمیع علوم لازمه و احتیاجات دینی مردم در نزد اهل بیت موجود است و هر کس از آنها پیروی نماید در ضلالت واقع نمیشود و به سعادت حقیقی نائل میگردد یعنی اهل بیت از خطاء و اشتباه معصومند و به واسطه همین قرینه معلوم میشود که مراد از اهل بیت و عترت تمام خویشان و اولاد پیغمبر نیست بلکه افراد معینی می باشند که از جهت علوم دین کامل باشند و خطاء و عصیان در ساحت وجودشان راه نداشته باشد تا صلاحیت رهبری داشته باشند و آنها عبارتند از علی علیه السلام و یازده فرزندش که یکی پس از دیگری به امامت منصوب شده ‏اند (6).

5ـ حدیث سفینه :
از ابن عباس و دیگران نقل شده است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: مثل اهل بیتی مثل سفینه نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق(7) .یعنی مثل خاندان من داستان کشتی نوح است هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که تخلف نمود غرق گردید.
محمد بن ادریس شافعی ضمن اشعار خود باین حدیث اشاره کرده و گوید:
و لما رأیت الناس قد ذهبت بهم‏
مذاهبهم فی ابحر الغی و الجهل‏
رکبت علی اسم الله فی سفن النجا
و هم اهل بیت المصطفی خاتم الرسل‏
و امسکت حبل الله و هو ولاءهم‏
کما قد امرنا بالتمسک بالحبل.(8)
یعنی چون مردم را غرق دریاهای گمراهی و نادانی دیدم بنام خدای تعالی در کشتی های نجات که آنها خاندان رسالت و اهل بیت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله هستند تمسک جستم و بحبل خدا که دوستی آن خاندان است تمسک جستم همچنانکه به ما امر شده است که به آن حبل الله تمسک جوئیم.

6ـ حدیث حق :
علمای عامه و خاصه به طرق مختلفه نقل کرده ‏اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: علی مع الحق و الحق مع علی.(علی همیشه همراه با حق بوده و حق هم با علی است) بحرانی در غایه المرام پانزده حدیث از عامه و یازده حدیث از خاصه در این مورد نقل کرده است (9).

 ان علینا منی و انا منه و هو ولی کل مؤمن بعدی (10)
علی از من و من هم از او هستم و او ولی هر مؤمنی است.

 لکل نبی وصی و وارث و ان علیا وصیی و وارثی (11).
برای هر پیغمبری جانشین و وارثی است و البته جانشین و وصی من هم علی است.

 من اطاعنی فقد اطاع الله و من عصانی فقد عصی الله،و من اطاع علیا فقد اطاعنی و من عصی علیا فقد عصانی (12).
هر کس مرا اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است و هر که مرا نافرمانی کند خدا را نافرمانی کرده است،و کسی که علی را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر که علی را نا فرمانی کند مرا نافرمانی کرده است.

10ـ انا و علی حجه الله علی عباده (13).
من و علی حجت خداوندیم بر بندگانش.

11ـ علی مع القرآن و القران مع علی لا یفترقان حتی یردا علی الحوض (14).
علی با قرآن و قرآن با علی است آن دو از هم جدا نمی شوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

12ـ ما انا سددت ابوابکم و فتحت باب علی و لکن الله فتح باب علی و سد ابوابکم (15) .
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود درب خانه‏ های ابوبکر و عمر و عباس بن عبد المطلب و دیگران را که به مسجد باز میشد مسدود کردند و فقط درب خانه حضرت امیر(علیه السلام) را باز گذاشتند،عباس بن عبد المطلب علت این امر را از حضرتش پرسید پیغمبر صلی الله علیه و آله چنین فرمود) من درهای خانه ‏های شما را نبستم و در خانه علی را باز نگذاشتم و لکن خداوند درهای شما را مسدود کرد و در خانه علی(علیه السلام) را باز گذاشت.

13ـ ان الله جعل ذریه کل نبی فی صلبه و جعل ذریتی فی صلب علی بن ابیطالب (16) .
خداوند نسل و اولاد هر پیغمبری را در صلب او قرار داد و ذریه مرا در صلب علی بن ابیطالب گذاشت. یا علی انت اول المؤمنین ایمانا و اول المسلمین اسلاما و انت منی بمنزله هارون من موسی (17) .
یا علی تو اولین کسی هستی از مؤمنین که ایمان آوردی و اولین کسی از مسلمین هستی که اسلام آوردی و نسبت تو به من به منزله هارون است بموسی.

15ـ انت اخی فی الدنیا و الآخره (18) .
رسول اکرم صلی الله علیه و آله میان هر دو نفر از اصحابش عقد اخوت بست علی علیه السلام در حالی که چشمانش اشگ آلود بود آمد و عرض کرد یا رسول الله میان اصحاب عقد اخوت برقرار کردی و مرا با کسی برادر ننمودی پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود تو در دنیا و آخرت برادر منی.

16ـ انا سید النبیین و علی سید الوصیین و ان اوصیائی بعدی اثنی عشر اولهم علی و آخرهم القائم المهدی علیه السلام (19).
من سرور انبیاء و علی سرور اوصیاء است و البته اوصیای من پس از من دوازده نفرند که اولی آنها علی و آخرشان قائم مهدی می باشد.(در این حدیث علاوه بر خلافت علی علیه السلام به خلافت ائمه دیگر نیز اشاره شده است.)

17ـ من احب علیا فقد احبنی و من ابغض علیا فقد ابغضنی و من اذی علیا فقد اذانی و من اذانی فقد اذی الله (20) .
هر که علی را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که علی را دشمن بدارد با من دشمنی کرده است و کسی که علی را اذیت کند مرا آزار رسانده و هر که مرا آزار رساند خدا را آزار نموده است.حب علی بن ابیطالب یأکل السیئات کما تأکل النار الحطب (21).
دوستی علی بن ابی طالب بدی ها را می خورد (از بین می ‏برد) همچنان که آتش هیزم را میخورد (میسوزاند).

19ـ انا مدینه العلم و علی بابها فمن اراد العلم فلیأت الباب (22).
من شهرعلم هستم و علی هم دروازه آن است پس هر که علم را بخواهد باید از در آن وارد شود.

20ـ یا علی خلقت انا و انت من شجره،فانا اصلها و انت فرعها و الحسن و الحسین اغصانها فمن تعلق بغصن منها ادخله الله الجنه (23).
رسول اکرم صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود من و تو از یک درختی آفریده شده ‏ایم که من ریشه آن درخت و تو فرع (تنه) آن هستی و حسن و حسین شاخه‏ های آن می باشند پس هر کس به یکی از آن شاخه‏ ها بیاویزد خدای تعالی او را داخل بهشت گرداند.

21ـ انت سید فی الدنیا و سید فی الآخره،من احبک فقد احبنی و حبیبی حبیب الله و عدوک عدوی و عدوی عدو الله عز و جل،ویل لمن ابغضک من بعدی (24).
عبد الله بن عباس گوید نبی اکرم صلی الله علیه و آله به علی بن ابی طالب نگاه کرد و فرمود : تو در دنیا سروری و در آخرت سروری،هر کس تو را دوست دارد مرا دوست داشته و دوست من دوست خداوند است و دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداوند عزوجل است، وای به حال آنکه پس از من ترا دشمن بدارد.

22ـ علی یوم القیامه علی الحوض لا یدخل الجنه الا من جاء بجوازمن علی بن ابی طالب (25) .
مجاهد از ابن عباس نقل میکند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:علی در روز قیامت کنار حوض است کسی به بهشت داخل نمیشود مگر اینکه از علی بن ابی طالب جوازی آورده باشد .

23ـ لا یجوز احد الصراط الا من کتب له علی الجواز (26) .
قیس بن حازم گوید ابوبکر و علی بن ابی طالب به هم برخورد کردند ابوبکر تبسم نمود علی علیه السلام فرمود چه شده که تبسم کردی؟ ابوبکر گفت از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: احدی از صراط نمیگذرد مگر کسی که علی برای او جواز نوشته باشد.

24ـ حبک ایمان و بغضک نفاق و اول من یدخل الجنه محبک و اول من یدخل النار مبغضک (27) .
ابو سعید خدری گوید رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود دوستی تو ایمان و دشمنی تو نفاق است و اول کسی که داخل بهشت میشود دوستدار تو و اول کسی که داخل دوزخ گردد دشمن تست.

25ـ ستکون بعدی فتنه،فاذا کان ذلک فالزموا علی بن ابی طالب فانه اول من امن بی و اول من یصافحنی یوم القیامه و هو الصدیق الاکبر و هو فاروق هذه الامه یفرق بین الحق و الباطل و هو یعسوب الدین (28).
به زودی پس از من فتنه ‏ای بر پا خواهد بود،پس زمانی که چنین شد ملازم علی بن ابی طالب باشید زیرا که او اول کسی است که به من ایمان آورد و اول کسی است که در روز قیامت با من مصافحه میکند،او صدیق اکبر و فاروق (جدا کننده) این امت است که میان حق و باطل جدائی افکند و او بزرگ و پیشوای دین است.

26ـ یا علی انت قسیم الجنه و النار یوم القیامه (29) .
یا علی توئی تقسیم کننده بهشت و دوزخ در روز قیامت.
شافعی در این مورد چنین گوید: علی حبه جنه ـ قسیم النار و الجنهـ وصی المصطفی حقاـ امام الانس و الجنه.
همچنین درباره این روایت که علی علیه السلام قسمت کننده بهشت و دوزخ است از احمد بن حنبل پرسیدند احمد گفت چرا منکر آن میشوید مگر از نبی اکرم صلی الله علیه و آله برای ما روایت نشده است که بعلی فرمود ترا دوست ندارد مگر مؤمن و دشمن ندارد مگر منافق؟ گفتند چرا،احمد گفت مؤمن کجا است؟ گفتند در بهشت،گفت منافق کجا است؟ گفتند در دوزخ، قال احمد فعلی قسیم الجنه و النار (30) .

27ـ ان الله حرم الجنه علی من ظلم اهل بیتی او قاتلهم او اغار علیهم او سبهم (31) .
خداوند بهشت را بر کسی که به خاندان من ستم کند یا با آنها مقاتله نماید یا به آنها هجوم بیاورد و یا دشنامشان دهد حرام کرده است.

28ـ النظر الی وجه علی بن ابی طالب عباده و ذکره عباده و لا یقبل ایمان الا بولایته و البرائه من اعدائه (32) .
عمار و معاذ و عایشه از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل میکنند که فرمود: نگاه کردن به صورت علی عبادت است و ذکر او عبادت است و ایمان کسی پذیرفته نمی شود مگر به ولایت او و تبری جستن از دشمنانش.

29ـ عنوان صحیفه المؤمن حب علی بن ابیطالب (33)
دیباچه و عنوان نامه عمل مؤمن حب علی بن ابیطالب است.

30ـ ألا ادلکم علی من اذا استرشد تموه لن تضلوا و لن تهلکوا؟قالوا بلی یا رسول الله،قال هو ذا و اشار الی علی بن ابیطالب علیه السلام ثم قال و اخوه و ازروه و اصدقوه و انصحوه فان جبریل اخبرنی بما قلت لکم (34) .
زید بن ارقم گوید ما هنگامی که در خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله نشسته بودیم فرمود :آیا شما را راهنمائی نکنم بکسی که چون از او استرشاد کنید هرگز گمراه نشوید و هرگز به هلاکت نیافتید؟ گفتند چرا یا رسول الله، فرمود آن کس این است و اشاره به علی بن ابیطالب نمود و سپس فرمود با او برادری کنید و یاری اش نمائید و او را محب صادق و دوست راستین باشید زیرا آنچه را که (در باره وی) بشما گفتم جبرئیل بمن خبر داد.

31ـ هذا علی بن ابیطالب لحمه لحمی و دمه دمی و هو منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی یا ام سلمه هذا علی امیر المؤمنین و سید المسلمین و وصیی و عیبه علمی و بابی الذی اوتی منه و معی فی السنام الا علی یقتل القاسطین و الناکثین و المارقین (35) .
حموینی از ابن عباس نقل کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بام سلمه فرمود : این علی بن ابیطالب است که گوشت او گوشت من و خون او خون من است و او از من مانند هارون از موسی است جز اینکه پس از من پیغمبری نخواهد آمد،ای ام سلمه این علی است که امیر مؤمنین و سرور مسلمین و وصی من بوده و گنجینه علم من و باب علم من است که کسی بمن نرسد مگر از آن باب و در درجات عالیه بهشت با من خواهد بود و با قاسطین و ناکثین و مارقین (معاویه و اصحاب جمل و خوارج) خواهد جنگید. قیل یا رسول الله من صاحب لواک فی الآخره؟ قال:صاحب لوای فی الدنیا علی بن ابیطالب (36) .
جابر بن سمره گوید گفته شد یا رسول الله صاحب پرچم تو در آخرت کیست؟ فرمود علی بن ابیطالب که در دنیا حامل لوای من است.

32ـ حق علی علی المسلمین کحق الوالد علی ولده (37) .
حق علی علیه السلام بر مسلمین مانند حق پدر بر فرزندش است.

33ـ عن ابی ایوب انصاری ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال لفاطمه: اما علمت ان الله اطلع الی اهل الارض فاختار منهم اباک فبعثه نبیا،ثم اطلع الثانیه فاختار بعلک فاوحی الی فانکحته و اتخذته وصیا (38) .
ابو ایوب انصاری گوید که رسول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه علیها السلام فرمود: آیا نمیدانی که خداوند به مردم روی زمین نگریست و از میان همه آنها پدرت را انتخاب کرده و به پیغمبری مبعوث فرمود، آنگاه بار دوم نگریست شوهرت را اختیار کرد و بمن وحی فرستاد که ترا به او تزویج نموده و او را جانشین (خود) قرار دهم.

34ـ ان وصیی علی بن ابیطالب و بعده سبطای الحسن و الحسین تتلوه تسعه ائمه من صلب الحسین،قال یا محمد (صلی الله علیه و آله) فسمهم لی،قال اذا مضی الحسین فابنه علی،فاذا مضی علی فابنه محمد،فاذا مضی محمد فابنه جعفر فاذا مضی جعفر فابنه موسی،فاذا مضی موسی فابنه علی،فاذا مضی علی فابنه محمد فاذا مضی محمد فابنه علی،فاذا مضی علی فابنه‏الحسن،فاذا مضی الحسن فابنه الحجه محمد المهدی فهؤلاء اثنا عشر (39) .
شیخ سلیمان بلخی در کتاب ینابیع الموده از کتاب فرائد السمطین نقل میکند که یک یهودی خدمت رسول اکرم شرفیاب شد و ضمن سؤالاتی از اوصیای آن حضرت پرسید پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: وصی من علی بن ابیطالب است و پس از او دو نواده من حسن و حسین و دنبال آن نه امام از صلب حسین هستند.
یهودی عرض کرد یا محمد (صلی الله علیه و آله) برای من آنها را نام ببر، فرمود چون حسین بگذرد پسرش علی و چون علی بگذرد پسرش محمد و چون محمد بگذرد پسرش جعفر و چون جعفر بگذرد پسرش موسی و چون موسی بگذرد پسرش علی و چون علی بگذرد پسرش محمد و چون محمد بگذرد پسرش علی و چون علی بگذرد پسرش حسن و چون حسن بگذرد پسرش حجت مهدی (علیهم السلام) پس اوصیای من این دوازده نفرند.در این حدیث علاوه بر تعداد أئمه اطهار علیهم السلام صریحا نام آنان نیز ذکر شده است.
باری در اینمورد احادیث زیاد است که اگر بیش از این نوشته شود مثنوی هفتاد من کاغذ شود و ما به همین مقدار از کتب معتبره عامه اکتفا کردیم در صورتی که کتب حدیث و تاریخ امامیه پر از این قبیل احادیث است که ما چیزی از آنها ننوشتیم.

35- حدیث خلافت
منْ مُسْنَدِ أَحْمَدَ لَمَّا نَزَلَ وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ‏ (شعرا، 214) جَمَعَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ ثَلَاثِینَ فَأَکَلُوا وَ شَرِبُوا ثَلَاثاً ثُمَّ قَالَ لَهُمْ مَنْ یَضْمَنُ عَنِّی دَیْنِی وَ مَوَاعِیدِی وَ یَکُونُ خَلِیفَتِی وَ یَکُونُ مَعِی فِی الْجَنَّهِ فَقَالَ عَلِیٌّ أَنَا فَقَالَ أَنْتَ.
در مسند احمد آمده است است که پس از نزول آیه «خویشاوندان نزدیک خود را اندرز بده.» پیامبر سی تن از اهل و خاندان خویش را سه نوبت فرا خواند و آنها سه بار به میهمانی خوردند و نوشیدند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) هر بار به آنها فرمود: «چه کسی دین و وعده ‏های مرا می‏ پذیرد تا جانشین من و همنشین من در بهشت باشد. علی گفت: من، و پیامبر فرمود: تو (اینگونه ‏ای).»(40)

36 – حدیث وصیت
منَ الْمُسْنَدِ عَنْ سَلْمَانَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ وَصِیُّکَ‏ قَالَ یَا سَلْمَانُ مَنْ کَانَ وَصِیَّ أَخِی مُوسَی قَالَ یُوشَعُ بْنُ نُونٍ قَالَ فَإِنَّ وَصِیِّی وَ وَارِثِی یَقْضِی دَیْنِی وَ یُنْجِزُ مَوْعِدِی عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِب‏.
در مسند از سلمان روایت شده است که از پیامبر(صلی الله علیه و آله) پرسید: «ای رسول خدا جانشین و وصی تو کیست؟ پیامبر فرمود: ای سلمان جانشین برادرم موسی که بود؟ سلمان پاسخ داد: یوشع بن نون. پیامبر فرمود: پس همانا جانشین و وارث من که دِین مرا به جای می ‏آورد و وعده مرا تحقق می‏ بخشد علی بن ابیطالب است.»(41)

پی نوشتها:
(1) ذخائر العقبی ص 67ـمناقب ابن مغازلی ص 16ـ 26
(2) ینابیع الموده ص 50ـفصول المهمه ص 125
(3) غایه المرام باب 20 و .21
(4) تاریخ ابی الفداء جلد 1 ص 216ـکفایه الطالب ص 205ـتاریخ طبری ج 2 ص .217
(5) مناقب ابن مغازلی ص 234ـمستدرک صحیحین جلد 3 ص 109
(6) شیعه در اسلام پاورقی ض 116 تألیف علامه طباطبائی.
(7) حلیه الاولیاء جلد 4 ص 306ـذخائر العقبی ص .20
(8) شبهای پیشاور ص .227
(9) غایه المرام باب 360ـ .361
(10) کنوز الحقایق ص 37ـذخائر العقبی ص .68
(11) الریاض النضره جلد 2 ص 178 نقل از فضائل الخمسه.
(12) مستدرک صحیحین جلد 3 ص .126
(13) کنوز الحقائق ص .43
(14) صواعق ابن حجر ص 74
(15) کنز العمال جلد 6 ص 408
(16) فیض القدیر جلد 2 ص 223ـمناقب ابن مغازلی ص 49
(17) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 3 ص 258
(18) مناقب ابن مغازلی ص 37ـکفایه الطالب ص 194
(19) ینابیع الموده ص 445
(20) ریاض النضره جلد 2 ص 166
(21) تاریخ بغداد جلد 4 ص 194
(22) مناقب ابن مغازلی ص 83ـجامع الصغیر سیوطی جلد 1 ص 374
(23) کفایه الطالب صفحه 318
(24) مناقب ابن مغازلی صفحه 103
(25) مناقب ابن مغازلی صفحه 119
(26) ریاض النضره جلد 2 صفحه 177
(27) فصول المهمه صفحه 127
(28) اسد الغابه جلد 5 صفحه 287ـینابیع الموده صفحه .82
(29) صواعق ابن حجر صفحه 75ـینابیع الموده صفحه .86
(30) الامام الصادق و المذاهب الاربعه جلد 1 صفحه 327
(31) ذخائر العقبی صفحه 20
(32) مناقب ابن شهر آشوب جلد 2 صفحه 5
(33) جامع الصغیر جلد 2 صفحه 145ـمناقب ابن مغازلی صفحه .243
(34) مناقب ابن مغازلی صفحه 245
(35) غایه المرام باب 8 حدیث 6 و .38
(36) مناقب ابن مغازلی ص 200ـمناقب خوارزمی ص .250
(37) لسان المیزان جلد 5 ص 399ـمناقب ابن مغازلی ص .48
(38) کفایه الطالب ص .296
(39) ینابیع الموده ص441
(40) مسند احمد، جلد اول، صفحه 111 و 195
– تاریخ طبری، جلد پنجم، صفحه 43
– شواهد التنزیل، جلد اول، صفحه 420
– کنزالعمال، جلد ششم، صفحه 392
– ینابیع الموده، صفحه 105
(41) مجمع الزواید، هیثمی، جلد نهم، صفحه 113
– کنز العمال، جلد ششم، صفحه 156
– التهذیب، جلد سوم، صفحه 106
– کفایت الطالب، صفحه 293
– شواهد التنزیل، جلد اول، صفحه 77
– الریاض النضره، صفحه 178
– ذخایرالعقبی، صفحه 71

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
32 ⁄ 8 =